گنجور

 
۱
۲
۳
…
۹
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱

 

ز آبشخور وصل بهره اشک است مرا

گلگونه رنگ چهره اشک است مرا

چون چرخ ز خورشید و ستاره شب و روز

چشمی و هزار قطره اشک است مرا

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۲

 

رفتیم و نبود این ز نادانی ما

خوش با که رستی از پریشانی ما

ای لعل تو آب زندگانی آسود

خاک درت از زحمت پیشانی ما

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۳

 

دی دلبر من به رهگذر دید مرا

وز صحبت دیرینه بپرسید مرا

بگریست به ناله و پس آنگاهی گفت

ببرند سرش که از تو ببرید مرا

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۴

 

بر خسته‌دلی کز تو چنین است مرا

بی‌داد مکن که دل همین است مرا

گر خون شود از تو دل یقین می‌دانی

کز تو نبرد بار از این است مرا

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۵

 

چشم تو که آفتی است مرد و زن را

نیکو شده باد کوری دشمن را

گه گه چو نکو شود نظر کن سوی من

از بهر زکات دیده روشن را

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۶

 

می‌آمد و کرده نرگس رعنا را

پرآب خراشیده رخ زیبا را

چندان که مراعات دلش می‌کردم

می‌گفت که در کار خدا کن ما را

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۷

 

زآن روز که دل عشق تو فرمود مرا

یک روز نداشت وصل تو خوشنود مرا

تا خود ز پس من چو من اندر گذرم

هرگز گویی که بنده‌ای بود مرا

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۸

 

آنچ از عمرم بر در جانان بوده است

گفتم که مگر بی‌سر و سامان بوده است

اکنون چو از آن ستانه دور افتادم

معلومم شد که عمر خود آن بوده است

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۹

 

روزی دو که این سوخته یار بُدست

نتوان گفتن کز چه صفت زار بدست

مدهید ز دست هر که یاری دارید

کاین بی‌یاری عظیم دشوار بدست

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۰

 

تا دولت وصل تو ز چاکر برگشت

دست هجرت بساط شادی بنوشت

روزی صد ره بمیرم و زنده شوم

زاین شرم که عمر بی‌تو چندین بگذشت

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۱

 

آن کس که ز یک جرعه من بی‌خبر است

داند که حدیث من بسی مختصر است

در خوردن می اگر به جانت خطر است

می‌ خور تو همیشه زآن که جانی دگر است

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۲

 

دل با غم عشق تو در آسایش هاست

در دیده هم از خیالت آرایش هاست

دورم ز تو و بر دل دیوانه من

انصاف بده که جای بخشایش‌هاست

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۳

 

جز درد توام به درد‌ها درمان چیست

جز کار دلت شکستن پیمان چیست

تو فارغ و من پیش تو ای‌ بی‌شانی

استاده که هین چه بود هان فرمان چیست

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۴

 

در عشق تو این مرا یکی بد رفته است

کآنچ از عمرم به کار آمد رفته است

اندر غمت از رفتن جان می‌ترسم

اندوه دلم نیست که آن خود رفته است

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۵

 

پیوسته ز من کشیده دامن دل توست

در کار من سوخته خرمن دل توست

گر عمر وفا کند من از تو دل خویش

فارغ‌تر از آن کنم که از من دل توست

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۶

 

دوش از غم عشق چشم من خواب نیافت

خونابه ز بس که ریخت پایاب نیافت

می‌خواست که آتش غمش بنشاند

چندان که بجست در جگر آب نیافت

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۷

 

نور رخ تو هر ره و هر رسته گرفت

درد تو گریبان دل خسته گرفت

بسته سر زلف تو نیاید به کفم

گر نیست چنان کس نتوان بسته گرفت

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۸

 

جایی که در او پای بقا لرزان است

امید نشست کار بی‌مغزان است

شک نیست که خود جدا شدن از شیرین

تلخ است ولی می‌گذرد نغز آن است

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۹

 

سبحان الله دلت ز هجران نگرفت

وز ریختن خون مسلمان نگرفت

بی‌بار شکیدی ز من و دل دادت

آخر حق صحبتت گریبان نگرفت

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 

رضی‌الدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۲۰

 

تا در شکن زلف تو چین افتاده است

شورش همه در بتان چین افتاده است

از غایت لطف ساختی با همه کس

با مات ندانم که چه کین افتاده است

۲ بیت
رضی‌الدین نیشابوری
 
 
۱
۲
۳
…
۹
 
تعداد کل نتایج: ۱۶۸