رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱
دستی که بکند زلف چون شبش را
تر کرد به گریه نرگس مستش را
امید من آن است که بس زود نه دیر
چشم تر من خشک کند دستش را
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۲
ای دوست به خواب دیدهام دوش تو را
وآنگاه گرفتهام در آغوش تو را
در بیداری نمیکنی از من یاد
در خواب نمیکنم فراموش تو را
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۳
ای سرو رهی قد به اندام تو را
وای ماه غلام روی گلفام تو را
تا در دو جهان وز تو نباشم فارغ
برگوشه جان نقش کنم نام تو را
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۴
گشتم همه عالم به کمال کویت
جستم ز همه جهان نشان کویت
گفتم مگر از کسان کویت باشم
خود در نرسیدم به ساکنان کویت
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۵
چون نیست مرا مهر و وفا در رگ و پوست
واندر نظرت هر آنچه زشت است و نکوست
من دشمن جان این دل پرهوسم
تا خود به چه خوشدلی تو را دارد دوست
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۶
هر روز مرا روز سیه باید کرد
خون را ز جگر به دیده ره باید کرد
واندام که به ظاهر میبنمایم
در باران من یکی نگه باید کرد
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۷
جانا ز نیاز من ره ناز مگیر
خوی بد روزگار ناساز مگیر
دستمگیری پای ز من باز مگیر
ای دوست به یکباره ره ناز مگیر
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۸
هر صبح شوم به خلوت آباد سحر
وز یاد تو و مهر (؟) داد سحر
از مهر تو بر باد دهم جان عزیز
گر بوی برآورد به من باد سحر
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۹
در کار تو ای مرهم هر خستگیم
از بهر صلاح توست آهستگیم
ور نه دانی که از تو سیری نبود
زاین گونه که با تو هست دلبستگیم
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۰
باز ای مستمند بیاری دشمن
در کوی بلا و فتنه کردی مسکن
آخر من و تو اگر نهایم از آهن
یا بر تن خویش رحم کن و یا بر من
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۱
با دشمن اگر یار شدت صحبت نو
بر هر چه تو را به دل خوش آید میرو
در جمله دل وقت تو خوش میباید
حال دل بنده هر خواهی گو شو
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۲
ای دل چو فراق یار دیدی خون شو
وای دیده موافقت کن و جیحون شو
ای جان تو عزیزتر نهای از یارم
بیاوت نخواهم ز تنم بیرون شو
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۳
خوردی خوردم تو خون من دم ذم تو
بردی بردم تو جان من من غم تو
دانم که نخواهی و نخواهم هرگز
ای جان جهان تو کام من من کم تو
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۴
ای از تو به صد زبان مرا رای گله
در شوق تو کم کرده سراپای گله
گر دوستی این است که دیدم ز تو من
پس نیست ز هیچ دشمنی جای گله
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات در نسخه بدلها » شماره ۱۵
من بهر تو دل به هیچ دلدار مده
تو داد دلم اندک و بسیار مده
در جمله فدای هیچ دل سوخته را
با یار جفاکار سر و کار مده
