گنجور

 
۱
۲
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱

 

ای نونهال دولت ای تازه نخل شاهی

در سایه تو هستند آسوده مرغ و ماهی

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۲

 

از برای خاطر غیرم جگر خون می‌کنی

دیده‌ام را از فراق خویش جیحون می‌کنی

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۳

 

در وصل می‌تپد دل در هجر می‌رود جان

نه تاب وصل دارم نه طاقت جدایی

هر کس به قید مهرات افتاد ای پری‌رو

تا حشر نیست او را از قید تو رهایی

۲ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۴

 

من نمی‌خواهم که بر من بنگری میرم اگر

کز نگاهی هر زمان درد من افزون می‌کنی

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۵

 

می‌کشد هر لحظه‌ام غیرت که در بزم وصال

محرمان را از برای غیر بیرون می‌کنی

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۶

 

جهان به زیر نگین است چون سلیمان را

صفات حسن وی از حد وصف مستغنی‌ست

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۷

 

لطف‌ها کرده‌ای به دل دانم

کی رضا از طبیب شد بیمار

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۸

 

شام تا صبح ز غم گریه‌کنان

صبح تا شام به راهت نگران

چشم ما را کجا ز مهلت خواب

خواب اگر هست به چشم دگران

۲ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۹

 

گوزنی که بودی سزاوار شیر

سپهرش به چنگال روباه داد

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۰

 

در فراقت بنگر صورت بی‌جان شده‌ام

پای‌کوب ستم محنت هجران شده‌ام

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۱

 

ماه سر زد همچو مهر خاوری از کوهسار

یا که دست موسوی از جیب شب شد آشکار

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۲

 

مه چنان زیبنده شد امشب که ترسم آسمان

از خجالت برنیاید آفتاب خاوری

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۳

 

خوشم به هجر که امید وصل در وی هست

به روز وصل ز بیم فراق می‌لرزم

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۴

 

من که از وصل تو دورم ز خدا می‌خواهم

هر که در روی تو بی‌من نگرد کور شود

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۵

 

ز تیغ و تفنگت جهانی خراب

به یک دست آتش به یک دست آب

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۶

 

همه خوبان ز چشم بدترند

من از آن چشم خوب می‌ترسم

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۷

 

افعی کاکل تو بر سر گنج حسنت

پاسبانی‌ست که کس قادر دزدیدن نیست

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۸

 

شاهباز نگهت عزم شکاری دارد

مرغ دل می‌تپد از شوق که پرواز کند

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۱۹

 

سپه مهر تو آمد به دلم ماوا کرد

پادشاهی‌ست که در خانه درویش آمد

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » اشعار پراکنده » شماره ۲۰

 

اگر پیاله تهی شد چه غم که از مستی

شراب از مژه‌ام در پیاله می‌ریزد

۱ بیت
فتحعلی‌شاه
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۸