گنجور

 
۱
۲
۳
۴
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

یاد تو مرا انیس جان آگاه

لطف تو به هر ورطه مرا پشت و پناه

گشتم به دو نشاه صاحب قوت و حال

لاحول و لا قوه الا بالله

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۲

 

زنهار به جاه دهر پر شورش و شین

خود را نکنی ظرف به یک طرفه ی عین

باشد بر قبح جاه دنیا برهان

هم سلطنت یزید و هم قتل حسین

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۳

 

ممتاز دو کونیم به تایید علی

منظور بهشتیم به امید علی

شد مشرق مهر علی ام کعبه ی دل

چون کعبه که شد مشرق خورشید علی

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

امروز وداع مدعا باید کرد

تمهید عزای شهدا باید کرد

از لخت دل و خون جگر دامن و چشم

هم چشم فرات و کربلا باید کرد

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۵

 

هر چند چو روز خود نیم نامه سفید

اما نی ام از فروغ لطفت نومید

از لوح جهان حرف سیاهی شوید

یک ذره ی رحمت تو یعنی خورشید

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۶

 

قرآن که سرور سینه ی آگاه است

دلخواه رفیق همه جا همراه است

پیداست در او هر چه نهان از نظر است

مرآت جهان نما کتاب الله است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۷

 

هم در لگن سپهر از شمع خور است

هم در صدف از مشینشی قطره دُر است

چون شخص در آئینه و چون عکس در آب

عالم ز وجود دوست خالی و پر است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۸

 

هرگز مطلوب محو طالب نشود

منظور حقیقت این مراتب نشود

نقاش در آئینه ی تصویر که دید

ممکمن مرآت حسن واجب نشود

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۹

 

در قافله زنده دلان بانگ نوایم

چون چشم بتان آینه ی حسن ادایم

مضراب صفت پرده کش و پرده گشایم

در پرده و بی پرده چو ساز است نوایم

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۰

 

چون غنچه تو را خرده کند جا در مشت

گر دست دهد بیاوری پنج انگشت

رو کردن نقش کارت از لوح خیال

چون آینه صورت نپذیرد بی پشت

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۱

 

از دور چو آن شعله ی سرکش دیدم

رقصان چو سپند مضطرب گردیدم

از تاب نگاه خیره بی تاب چو موج

مژگان و نظاره اش به هم پیچیدم

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۲

 

عرش آینه دار مهد علیای علی است

کونین نشانی ز کف پای علی است

چون کعبه بود مولد آن مظهر حق

معمار خدا خلیل بنای علی است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۳

 

آن شاه که کعبه اش ولادتگاه است

در بحر و برم چو جان و دل همراه است

دل گشت روان چون زر ایران همه جا

خوش سکه چو از علی ولی اله است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

 

چون مشهدم آشیانه ی جان نجف است

منظور من از شاه خراسان نجف است

چون خاتم جم چرا نیارم به کفش

چون جام جهان نمای ایمان نجف است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۵

 

در طرح غزل مرا دواعی باشد

گر بعضی از آن تو را سماعی باشد

گر گلشن چار باغ طبع است غزل

ارکان سخنوری رباعی باشد

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۶

 

ای مهر تو کیمیای آب و گل من

از لعل تو حل عقده هر مشکل من

برق نگه تو خواب در چشمم سوخت

قاب کمر تو تاب برد از دل من

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۷

 

در هر طرفی ز عشق بنیاد مرا است

پیوسته چو جان دل به غمی شاد مرا است

سادات بنی هاشم اطفال سرشک

غلطیده به خون در حسن آباد مرا است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۸

 

هر چند شکسته دست و پایی داریم

در حقه ی دل زحق دوایی داریم

خالی نپسندد کف محتاج کریم

گر هیچ نداریم خدایی داریم

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۱۹

 

زآن رو که خطت به پای جان سلسله است

ز این تازه رقم نه جای عرض گله است

هر چند تو را مصحف حسن است تمام

خط تو بر او صحیفه ی کامله است

۲ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » رباعیات » شمارهٔ ۲۰

 

در بحر طلب بلند طی کردم و پست

آن گوهر مدعا نیفتاد به دست

چون آینه با صورت حالی که مرا است

در بندر حیرتم ز هر راه که هست

۲ بیت
نورس دماوندی
 
 
۱
۲
۳
۴
 
تعداد کل نتایج: ۷۰