نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۵۶
کی گشت مجرد از مجرد حاصل
ور گشت به قول عام چون شد فاصل؟
از هستی هر شی ء عجبم می آید
از دبدبه ای که شد فلانی واصل
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۵۷
چون من ز صفت به ذات وصلت کردم
ترک ره هفتاد و دو ملت کردم
سیمرغ صفت ز عالم کون و فساد
بر قله قاف قرب عزلت کردم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۵۸
من نور تو در جبه ازرق دیدم
وز نور تو چون نور تو مطلق دیدم
چون روی ز غیر حق بگردانیدم
سر تا به قدم وجود خود حق دیدم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۵۹
من مستی باده از سبو می بینم
عکس رخ ساقی اندر او می بینم
در جام جهان نما که آن مظهر اوست
هستی و وجود او به او می بینم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۰
من ذکر تو از مرغ چمن می شنوم
وز لاله و سنبل و سمن می شنوم
تسبیح تو از زبان هر موجودی
من می گویم مدام و من می شنوم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۱
من بوی تو از گل و سمن می شنوم
نام تو ز بلبل چمن می شنوم
ذکر تو بود در آفرینش پیدا
من می شنوم همیشه من می شنوم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۲
در قبضه فضل حق امانت بودیم
بر سطر وجود او کتابت بودیم
خود کرد ظهور در جهان از ی و سین
چون دال شدیم بی خیانت بودیم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۳
هم مظهر علم لایزالی ماییم
هم مظهر سر ذوالجلالی ماییم
هم آینه ذات کز او ظاهر شد
اوصاف جلالی و جمالی ماییم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۴
مفتاح در گنج معانی ماییم
سرچشمه آب زندگانی ماییم
از باب یقین به حق نشان یافته ایم
گر طالب عینی، این نشانی ماییم
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۵
ای روی تو مصحف حیات دل و جان
چون روی تو مصحفی کی آمد به جهان
یک موی سر و دو ابرو و چار مژه
سی و دو کتابت است و نامش قرآن
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۶
خورشید ازل بتافت از روزن تن
تا چهره خود ببیند اندر روزن
گوید که چو روزن از میان برخیزد
«من باشم و من باشم و من باشم و من »
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۷
بسیار بگردید و بگردد گردون
تا مثل تویی ز باطن آرد بیرون
چون اصل وجود خلق کاف آمد و نون
بیرون مشو از ارادت کن فیکون
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۸
ای ختم همه امام گردیده چو نون
خواهی شد از این عرصه عالم بیرون
در بند تو چون عقل نخستین تواند
از فضل خداوند تو، ما کان یکون
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۶۹
این کرسی چارپایه جسم ببین
شاهنشه ملک ازل از روی یقین
از لوح وجود خویش اسرار درون
برخوان که ز دست حق کتابی است مبین
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۰
دلبر چو به تیغ دست می یازد بین
برخیز و بیا و بر سر پای نشین
وانگاه به لطف گو که نوشم بادا
از دست نگار شربت روز پسین
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۱
ای آیت نور، پرتو غبغب تو
تفسیر دخان دو گیسوی چون شب تو
اشیاست مرکب شده از سی و دو حرف
وان سی و دو حرف نیست الا لب تو
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۲
یاقوت لبا! لعل بدخشانی کو؟
وان راحت روح و راح ریحانی کو؟
گویند حرام در مسلمانی شد
تو می خور و غم مخور، مسلمانی کو؟
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۳
خواهی که به سرچشمه جان یابی راه
یا بر فلک شرف برآیی چون ماه
از مصحف رخساره خوبان می خوان
سر ازل و ابد ز خط های سیاه
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۴ - ستایش فضلالله نعیمی
بنمود جمال ذات از روی چو ماه
از شادی او بر فلک انداز کلاه
گشتیم کلام ناطق لم یزلی
از دولت شاه دو جهان فضل اله
نسیمی » دیوان اشعار فارسی » رباعیات » شمارهٔ ۷۵
ای روی تو کشف صورت حق کرده
انگشت تو فرق ماه را شق کرده
هفت آیت حاجبین و زلف و مژه ات
بی پرده بیان ذات مطلق کرده
