گنجور

 
سیف فرغانی
 

ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکر

در حدیث آی وازآن پسته فروبار شکر

دردهانت صنما غیر شکر چیزی نیست

اینت تنگی که دروهست بخروار شکر

شهد راکرد زخجلت چو نبات ای دلبر

پیش حلوای لبت کاسه نگو سار شکر

اندرآن رو که زقرص مه وخو را فزونست

نمکی هست که کم نیست زبسیار شکر

شعرمن بنده مخوان تا بلبانت نرسد

بارها گفتمت ازآب نگه دار شکر

همچو خسرو که بجان در طلب شیرین بود

لب شیرین ترا هست طلب کار شکر

با نبات لب لعلت زکساد بازار

تا بامروز مگس داشت خریدار شکر

کام جانم نشود تلخ بمرگ ار روزی

ازلب تو بدهانم رسد ای یار شکر

گلبن ار درچمن آب ازلب لعل تو خورد

عوض غنچه برآید زسر خار شکر

نام و ننگم مبر ای جان ومرا دور مکن

ازبرخود که ندارد زمگس عار شکر

گر زلعل تو خوهم بوسه مزن از سرکبر

بانگ برمن که نباشد مگس آزار شکر

پای دیوار چوتو گل رخ اگر بوسه نهم

برمن افشاند خارازسر دیوار شکر

در مقامی که شود با شکرآن شیرین جمع

تو ازو بوسه خوه ای عاشق وبگذار شکر

یار با آن لب شیرین سخن تلخم گفت

در دوا کرد طبیب ازپی بیمار شکر

سیف فرغانی با ذکر لب او عجبست

گر ترشح نکند ازتو عرق وار شکر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.