گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن

چون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن

بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چین

آشفته بر کوه و کمر مانند فرهادم مکن

در جوشم از سودای تو،آبی بزن بر آتشم

خاموشم از غوغای تو، چون خاک بر بادم مکن

در سینهٔ من می‌نهد مهر تو بنیاد، ای پری

از کینه بنیادم مکن، بر سینه بیدادم مکن

افتادن اندر بند تو بهتر ز آزادی مرا

چندان که من باشم، بتا، زین بند آزادم مکن

گر سست گیرم عهد تو، از هجر خود داغم بنه

ور سخت گویم با غمت، از وصل خود شادم مکن

بازم زبان اوحدی، هر چند پندی می‌دهد

گر گوش دارم سوی او، گوشی به فریادم مکن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.