گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب

برون نمی‌رود آن صورت از خیال امشب

به حکم آنکه ندارم حضور بی‌رخ دوست

مرا نماز حرامست و می حلال امشب

ز باده خوردن اگر منع می‌کنندم خلق

بدین سخن نتوان رفت در جوال امشب

ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیست

ولی چه سود؟ که دوریم از آن جمال امشب

گرم نه وعدهٔ دیدار باز دادی دل

بلای هجر نمی‌کردم احتمال امشب

هلال، اگر نه چو ابروی یار من بودی

نکردمی نظر مهر در هلال امشب

شینیده‌ای که: بنالند عاشقان بی‌دوست؟

تو نیز عاشقی، ای اوحدی، بنال امشب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید
حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

اینجانب در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۱ نوشته:

در بیت آخر اشتباه تایپی وجود دارد
" شینیده ای " را لطفا درست کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علیرضا شاد در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲ نوشته:

با سلام
لطفا در بیت سوم تصحیح کنید :
بدین سخن نتوان رفت در《جدال》امشب

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.