گنجور

 
عمان سامانی
 

در بیان عنان گیری خاتون سراپرده‌ی عظمت و کبریایی حضرت زینب خاتون، سلام اللّه علیها، که آن یکه تاز میدان هویت را، خاتمه‌ی متعلقات بود و شرذمه‌یی از مراتب و مقامات آن ناموس ربانی و عصمت یزدانی که در عالم تحمل بار محنت، کامل بود و ودیعت مطلقه را واسطه و حامل، بر مذاق عارفان گوید:

خواهرش بر سینه و بر سرزنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

سیل اشکش بست بر شه، راه را

دود آهش کرد حیران، شاه را

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگ مهلا مهلنش بر آسمان

کای سوار سر گران کم کن شتاب

جان من لختی سبکتر زن رکاب

تا ببوسم آن رخ دلجوی تو

تا ببویم آن شکنج موی تو

شه سراپا گرم شوق و مست ناز

گوشه‌ی چشمی به آنسو کرد باز

دید مشکین مویی از جنس زنان

بر فلک دستی و دستی بر عنان

زن مگو مرد آفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو خاک درش نقش جبین

زن مگو، دست خدا در آستین

باز دل بر عقل می‌گیرد عنان

اهل دل را آتش اندر جان زنان

میدراند پرده، اهل راز را

میزند با ما مخالف، ساز را

پنجه اندر جامه‌ی جان می‌برد

صبر و طاقت را گریبان می درد

هر زمان هنگامه‌یی سر می‌کند

گر کنم منعش، فزونتر می‌کند

اندرین مطلب، عنان از من گرفت

من ازو گوش، او زبان از من گرفت

می‌کند مستی به آواز بلند

کاینقدر در پرده مطلب تا بچند؟

سرخوش از صهبای آگاهی شدم

دیگر اینجا زینب اللهی شدم

مدعی گو کم کن این افسانه را

پندبی حاصل مده دیوانه را

کار عاقل رازها بنهفتن‌ست

کار دیوانه، پریشان گفتن‌ست

خشت بر دریا زدن بی حاصل‌ست

مشت بر سندان، نه کار عاقل‌ست

لیکن اندر مشرب فرزانگان

همرهی صعب ست با دیوانگان

همرهی به، عقل صاحب شرع را

تا ازو جوییم اصل و فرع را

همتی باید، قدم در راه زن

صاحب آن، خواه مرد و خواه زن

غیرتی باید بمقصد ره نورد

خانه پرداز جهان، چه زن چه مرد

شرط راه آمد، نمودن قطع راه

بر سر رهرو چه معجر چه کلاه

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مسعود کهریزی » فریاد سوخته » استقبال خواهر (آواز وداع)

حسام الدین سراج » وداع ۲ » وداع

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد مهدی رفیع زاده در ‫۲ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۸ نوشته:

همه عالم به فدات خانوم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۴ نوشته:

نقل است که در حضور میرزای شیرازی(رحمه الله علیه) جناب عمان سامانی را برای شعر خوانی در مناقب سرور و سالار شهیدان فرا میخوانند و عمان نیز شروع به خواندن همین اشعار می کند:
((خواهرش بر سینه و بر سر زنان/رفت تا گیرد برادر را عنان...))
لحظاتی بعد میرزای شیرازی به گریه و شیون شدیدی پرداخته، از شدت بی تابی از هوش می روند!

بعد از بهوش آمدن از جناب میرزا دلیل این بی تابی را می پرسند که ایشان جواب میدهند: چندی قبل در عالم رویا مجلس عزایی را دیدم که رسول الله(ص) در آن نزول اجلال فرموده بودند. حضرت در خواب اشاره می فرمایند که: آن شاعر ما که مصائب خاندان ما را به سادگی و شیوایی بیان می کند بیاید و شعر بخوانند و همین مرد وارد شده و شروع به خواندن همین ابیات نمود.
حضرت(ص) بعد چندی از شنیدن این اشعار بی تاب شده و از شدت گریه بی هوش شدند.
من (میرزای شیرازی) این خواب را فراموش کرده بودم تا اتفاق امروز...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.