گنجور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ابراهیم خضرایی نوشته:

داستانک یک رباعی
:::::::::::::::::
جان باز که وصل او به دستان ندهند
شیر از قدح شرع به مستان ندهند
آنجا که مجردّان به هم می نوشند
یک جرعه به خویشتن پرستان ندهند
رباعی در فصل هشتم مرصاد العباد نجم رازی آورده شده فصلی که ” در بیان آراستن روح بر قانون حقیقت ” نام دارد ، در فصول قبل ” دایه ” از تصفیه دل بر قانون طریقت سخن گفته و اینک روح به دست قابلۀ نبوت و در مهد شریعت قنداق شده تا از دو پستان طریقت و حقیقت شیر قطع تعلقاتی که به سبب طبع خویش بدانها انس گرفته بوده را نوش کند و چه عجیب است در جایی شیر از بهر پروردن مینوشند و در جایی دیگر از بهر قطع تعلقات خاطر شیر میخورند !
فصل حقیقت نزدیک به عشق است و شاید به عشق تعلق دارد و همچنین درست مانند طریقت در منازل و مراحل و مقامهای مختلف منزل به منزل میگردد تا به مقامی بس بلند می رسد ،تا بدانجا هر تیر جد که در جعبه جهد بود انداخته و هیچکدام بر نشانۀ قبول نشسته است ،
اینجا مقام ناز معشوق و کمال نیاز عاشق است ، تا این غایت روح با هر چه پیوند داشته جملگی در ششدر عشق ببازد و چون مفلس و بیچاره گردد کار به دست خون می افتد و جان است که باید نثار کرد ……. جان باز که وصل او ….
رباعی ما در مقالات شمس چنین آورده شده است :
هش دار که وصل او به دستان ندهند
شیر از قدح شرع به مستان ندهند
آنجا که مجردان به هم بنشینند
یک جرعه به خویشتن پرستان ندهند
آن ساعت که ” عماد ” میگریست چون نامۀ ” نصیر ” فرو خواند ، خواستم که در من بنگری تا بگرییم ما نیز ، که می نماید که از رحمت و رقت میگرید ، نی ، بلکه از حبّ جاه می گرید . ۱۳۸
در صفحه ۷۵۷ مقالات این رباعی به صورتی دیگر تکرار شده و تفاوت آنجاست که در مصرع دوم “خمر” به جای ” شیر ” و ” جان باز ” به جای ” هش دار ” آورده شده .
جان باز که ……خمر از قدح شرع …
استاد موحد در تعلیقات آورده اند که این رباعی در زیر شماره ۷۳۸ در جزو هشتم دیوان کبیر فروزانفر آورده شده و چون این رباعی در مرصاد العباد نجم رازی صفحه ۲۲۲ (دکتر امین ریاحی ) آورده شده بنابر این نسبت آن به مولانا درست به نظر نمی رسد .
البته استاد درست فرموده اند و می دانیم مولانا هنگام تألیف مرصاد العباد ۱۴ ساله بودند ولی نسبت دادن رباعی به نجم رازی به زعم بنده صحیح نیست زیرا هر شعری در مرصاد العباد که توسط ” دایه ” سروده شده است با ذکر اینکه این بیت از مؤلف و یا ” مؤلف میگوید ” و یا ” از آنجا این بنده گفته که : ” و با الفاظی نظیر این مشخص گردیده و ابیات دیگران فقط با ذکر ” بیت ” و یا ” شعر ” نشان گذاری شده است .
فعلأ رباعی بدون صاحب مانده مانند بسیاری دیگر …
ابراهیم خضرایی

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید