گنجور

شمارهٔ ۱۳۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات
 

اشکم به گلو گر ره فریاد نبندد

ناله گرهم در دل ناشاد نبندد

از کلک مصور مطلب صورت شیرین

کین نقش بجز تیشه فرهاد نبندد

ترسم رگ جان بگسلدم کاش ازین پیش

آن موی میان خنجر بیداد نبندد

گو خون مرا ریز چو جلاد به شرطی

کز روی خودم دیده چو جلاد نبندد

گر فاخته بیند به چمن کاکل آن سرو

در دل شکسن طره شمشاد نبندد

محمل کش حاجی چو بود خضر چه باک است

گر مطهره از دجله بغداد نبندد

استاد خط آمد لب او کی شود استاد

جامی چو خیال خط استاد نبندد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی