گنجور

شمارهٔ ۹۹۰

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ای غمت آرزوی جان کسی

درد تو مایه درمان کسی

گر تو فرمان نبری درمان چیست

نشود بخت به فرمان کسی

وه چه شمعی تو که روشن نکنی

هیچ گه کلبه احزان کسی

از تو داریم فغان ها که چرا

نکنی گوش به افغان کسی

آیت رحمتی ای ماه ولی

کی فرود آیی در شان کسی

جان و سر در قدمت خواهم باخت

ای ز سر تا به قدم جان کسی

گر تو این سرکشی از سر بنهی

جان کشم پیش تو جانان کسی

جامی احسنت که این طرز غزل

نتوان یافت به دیوان کسی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام