گنجور

شمارهٔ ۷۶۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین

کافر سوارا سرمکش زین خاکساران بیش ازین

آهنگ ناز و کین مکن تاراج عقل و دین مکن

بهر خدا آیین مکن آزار یاران بیش ازین

بر ریش دل مرهم بود داغت منه بهر خدا

داغ غم بی مرهمی بر دلفگاران بیش ازین

گفتی غم و درد تو را هر دم فزایم اندکی

دارند امید از خوی تو امیدواران بیش ازین

بردی نخست از دل قرار آنگه نهفتی رخ ز ما

مپسند آیین جفا با بی قراران بیش ازین

باز ای سوار کج کله بر ما چه می رانی سپه

بگذر که نبود مور را تاب سواران بیش ازین

نعل سمندش جامیا حیف است کآلاید به گل

بر رهگذار او مریز از دیده باران بیش ازین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify