گنجور

شمارهٔ ۷۶۵

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

هر سو مرو جولان کنان چابک سوارا بیش ازین

از کف برون رفته عنان مپسند ما را بیش ازین

بهر نثارت هر نفس جانی به دست آییم و بس

بستان که نبود دسترس مشتی گدا را بیش ازین

خون دل هر مرد و زن آمد برون از هر شکن

جانا گره محکم مزن زلف دو تا را بیش ازین

برطرف بستان جا مکن در پای گل ماوا بکن

با سرو هم بالا مکن شاخ گیا را بیش ازین

از جنبش پیراهنت آزرده می گردد تنت

رخصت مده پیراهنت گشتن صبا را بیش ازین

جان می دهم بهر خدا گردی ده از راهت مرا

هر چند می دانی بها آن توتیا را بیش ازین

جامی ز هر سیمینبری با سنگ تو دارد سری

ضایع مکن با دیگری سنگ جفا را بیش ازین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.