گنجور

شمارهٔ ۲۰۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت

که یار کار جگر خستگان غمزده ساخت

اگر چه قاعده چرخ کارسازی نیست

به رغم اختر من بر خلاف قاعده ساخت

من و امید شهادت به تیغ آن شاهد

که قوت جان شهید خود از مشاهده ساخت

به صبر کوش دلا روز هجر فایده چیست

طبیب شربت تلخ از برای فایده ساخت

به دور آن لب میگون نشاند زاهد شهر

حریم صومعه را تاک و وقف میکده ساخت

به جنگجویی چشمت خوشم که می باید

حریف مردم بدمست را به عربده ساخت

چو نقش خط و رخت بست در غزل جامی

بیاض صفحه خورشید را مسوده ساخت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور