گنجور

 
قدسی مشهدی
 

کند طاووس کشتی بر هما ناز

که جا در زیر چترش کرده شهباز

چو طبعش مایل خشکی شد از آب

فرو شد از الم دریا به گرداب

صبا رفت و گلستان را خبر کرد

که اینک نوبهاری تازه سر کرد

ز شوق آن بهار بوستان‌دوست

چمن چون غنچه بیرون آمد از پوست

ز شکر مقدم خاقان اعظم

لب جدول نمی‌آمد فراهم

به یکبار آنچنان گل‌ها شکفتند

که گویی باغ را از غنچه رفتند

گل از شبنم به روی غنچه زد آب

که دولت می‌رسد برخیز از خواب

درآمد پادشاه هفت کشور

به گلشن، چون بهار تازه و تر

نگیرد غنچه چون لب را به افسوس؟

که چشم نرگس اول کرد پابوس

پریشان چون نگردد طبع شمشاد؟

که اول، بنده گشتش سرو آزاد

به خاک پایت ای خاقان اکبر

که کشمیر از تو شد کشمیر دیگر

وگرنه، پیش از این بوده‌ست این شهر

نبردی اینقدرها چشم ازو بهر

ز یمن مقدمت بختش بلندست

وگرنه قدر مشت سبزه چندست؟

مرا هندست از کشمیر مقصود

چراغ لاله را روغن بود دود

نهال قدس در کشمیر کم نیست

بهشت است این، گلستان ارم نیست

درین گلزار، راه طعنه بازست

زبان سوسنش بر گل درازست

ز شبنم گو منه گل پنبه در گوش

که حیرت بلبلان را کرده خاموش

بود در پرده اینجا صوت بلبل

که از افغان نرنجد خاطر گل

کند نرگس‌پرستی چشم آهو

گدازد بهر سنبل، یار، گیسو

سری دارد به سبزی کوه ماران

که باشد سبز، رنگ زهرخواران

به هر سو می‌برد گل در چمن باد

چه شد گر گل به چشم نرگس افتاد

بهشت از شوق کشمیرست بی تاب

ارم چشم از تماشایش دهد آب

به بازی گرم شد با هیزمش عود

ز بازی ساختن بر سر زدش دود

درین بستان طراوت پایدارست

تذرو سرو این گلشن، بهارست

ندانم کرد تالابش چه نیرنگ

که هست آیینه‌اش غمّاز در سنگ

ز بس حسن ازل رفته به کارش

نمانده بهر خوبان دیارش

نرسته گل چنان در خنده افتاد

که شاخ گل چو نی آمد به فریاد

ز عکس سبزه، پیرانش رداپوش

جوانان در زمرد، گوش تا گوش

مگر زین خاک خواهد زعفران رست؟

که گل از خنده بسیار شد سست

پریشان است ازان گیسوی سروش

که باشد شانه از بال تذروش

ز بس می‌کوفت پهلویش ز شمشاد

ز گلشن رفت بیرون، سرو آزاد

نیفتد بر زمین، حرف تمنا

به عاشق مژده باد از سبزه اینجا

صبا مرکب دواند در فضایش

رطوبت عشق ورزد با هوایش

به رنگ بوی گل، مرغ شباهنگ

گل شب‌بوی را نگذارد از چنگ

گشوده غنچه چون بلبل پر و بال

صبا افتان و خیزانش ز دنبال

مکن گو غنچه نقد گل شماره

زر مردم، نماید کیسه پاره

شنیدی تا صدای خنده گل

دمیدی ناله از منقار بلبل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.