گنجور

غزل شمارهٔ ۵۴۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بهوای تو می‌شویم هلاک

وز برای تو می‌شویم هلاک

بر سر آتش تو می‌سوزیم

در هوای تو می‌شویم هلاک

می‌دهیم از پی رضای تو جان

در رضای تو می‌شویم هلاک

گر پسندی که ما هلاک شویم

برضای تو می‌شویم هلاک

هر چه هستیم سخرهٔ قدریم

وز قضای تو می‌شویم هلاک

ای ردای تو کبریا تو کبیر

در ردای تو می‌شویم هلاک

در سرای وجود غیر تو نیست

در سرای تو می‌شویم هلاک

ما همه فانئیم و تو باقی

در سرای تو می‌شویم هلاک

لمن الملک واحد القهار

زین نداری تو می‌شویم هلاک

دل ما گرچه تنک و تاریکست

در فضای تو می‌شویم هلاک

همه جانها بدرگهت سپریم

در فنای تو می‌شویم هلاک

فیض چون نیستی سزای نجات

بسزای تو می‌شویم هلاک



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.