گنجور

المقاله السادسه عشر

 
عطار
عطار » اسرارنامه » بخش شانزدهم
 

گرت ملک جهان زیر نگین است

بآخر جای تو زیر زمین است

نماند کس بدنیا جاودانی

بگورستان نگر گر می‌ندانی

جهان را چون رباطی با دود ردان

کزین در چون درآیی بگذری زان

تو غافل خفته وز هیچت خبرنه

بخواهی مرد گر خواهی وگرنه

کسی کش مرگ نزدیکی رسیدست

چنین گویند کو رگ برکشیدست

تو هم ای سست رگ بگشای دیده

کز اول بودهٔ رک برکشیده

ترا گر تو گدایی گر شهنشاه

سه گز کرباس و ده خشتست هم راه

اگر ملکت ز ماهی تا بماهست

سرانجامت برین دروازه راهست

چو بر بندند ناگاهت زنخدان

همه ملک جهان آنجا، زنخ دان

ز هر چیزی که داری کام وناکام

جدا می‌بایدت شد در سرانجام

بسی کردست گردون دست کاری

نخواهد بود کس را رستگاری

بدین عمری که چندین پیچ دارد

مشو غره که پی بر هیچ دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شیخ نوشته:

بیت سوم مصرع اول درست تایپ نشده!
جهان را چون رباطی با دو در دان …

👆☹

گنجینهٔ گنجور