گل من سبزه زاری کرد پیدا
زمانه نوبهاری کرد پیدا
در این موسم که از تأثیر نوروز
جهان نو روزگاری کرد پیدا
ز کوه ابر سنگ ژاله افتاد
زر گل را، عیاری کرد پیدا
شدم موی و فرو رفتم به رویش
همانم خارخاری کرد پیدا
نهانی خارخاری داشت آن شوخ
به حمدالله که باری کرد پیدا
ببین خسرو، اگر جانت به کار است
که جان را باز کاری کرد پیدا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تحول و تازگی فصلی اشاره دارد که با آمدن بهار به وجود آمده است. او از زیباییهای این فصل و تأثیرات آن بر جهان سخن میگوید و به موقعیت خاصی که در آن قرار دارد، توجه میکند. شاعر به احساس خود در مواجهه با زیباییهای طبیعت و شگفتیهای آن میپردازد و در نهایت به اهمیت جان و روح پرداخته و توصیه میکند که باید به جان توجه کرد.
هوش مصنوعی: گل من در میان سبزهها جوانه زده و بهار به وضوح در حال ظهور است.
هوش مصنوعی: در این زمان که نوروز به دنیا تأثیر میگذارد، تغییرات جدید و روزهای تازهای آغاز میشود.
هوش مصنوعی: از کوه، دانههای برف مانند سنگی به پایین افتاد و به گل، زیبایی و جلا بخشید.
هوش مصنوعی: من همچون مویی شدم و در جلوی او فرو رفتم، ولی او به طور ناگهانی باعث شد که درد و رنجی بر من پیدا شود.
هوش مصنوعی: آن شوخ (کسی که ناز و کرشمه دارد) به طور پنهانی یک خار در دل خود داشت، ولی با حمد خداوند، این درد و رنج ناگهان نمایان شد و به نمایش درآمد.
هوش مصنوعی: ببین خسرو، اگر زندگیات به کار است، باید این زندگی را به گونهای نشان دهی که ارزش آن مشخص شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.