زهی می کاندر آن دستست هیهات
که عقل کل بدو مستست هیهات
بر آن بالا برد دل را که آن جا
سر نیزه زحل پستست هیهات
هر آن کو گشت بیخویش اندر این بزم
ز خویش و اقربا رستهست هیهات
چو عنقا برپرد بر ذروه قاف
که پیشش که کمربستهست هیهات
عجایب بین که شیشه ناشکسته
هزاران دست و پا خستهست هیهات
مرا گویی که صبر آهستهتر ران
چه جای صبر و آهستهست هیهات
بده آن پیر را جامی و بنشان
که این جا پیر بایستهست هیهات
خصوصا جان پیریها که عقلست
که خوش مغزست و شایستهست هیهات
از آن باغ و ریاض بینهایت
همه عالم چو گلدستهست هیهات
چو گلدستهست پوسیده شود زود
به دشتی رو کز او رستهست هیهات
میی درکش به نام دلربایی
که بس زیبا و برجستهست هیهات
ز بس خونها که او دارد به گردن
خرد را طوق بسکستهست هیهات
شکنهایی که دارد طره او
بهای مشک بشکستهست هیهات
خمش کردم خموشانه به من ده
که دل را گفت پیوستهست هیهات


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان نکتههای عرفانی و وجودی میپردازد و تاکید میکند که در دنیای بزم عشق و مستی، از وابستگی به نفس و خویش باید رست. عقل و درک انسانی در برابر این بزم شگفتانگیز و روحنواز کممعناست و همه چیز به زیبایی و شکوه عشق وابسته است. زیبایی و طراوت عشق به اندازهای بالاست که انسان را از خود و موانع دور میکند و به سوی معرفت و فهم عمیقتری هدایت میکند. در این میان، شاعر از پیرمردی سخن میگوید که باید با می و محبت پر شود، زیرا درک حقیقت عشق و جمال، نیاز به دل و عقل متعالی دارد. اجتماع تمام این مضامین به هم پیوسته، نشاندهندهٔ جاذبهها و چالشهای راه روحانی است.
هوش مصنوعی: بسیار شگفتانگیز است که در آن می، عقل کامل (حکمت) تسلیم او شده است. این نشان میدهد که در آنجا که می وجود دارد، همه چیز تحت تاثیر و تسلط آن است.
هوش مصنوعی: دل را به اوج بلند برسان تا در آنجا ستاره زحل را که جایگاهش پستتر از آن است، ببینی.
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مجالس، از خود و نزدیکانش جدا شده باشد، هیهات که به چنین حالتی رسیده است.
هوش مصنوعی: چون مرغی افسانهای به نام عنقا که در بلندیهای قاف زندگی میکند، پیش از او چه کسی وجود دارد که خود را آماده کرده باشد، بسیار بعید است.
هوش مصنوعی: تعجب کن که در شیشهای که نشکسته، هزاران زن و مرد در تلاش و رنج هستند، اما این همه زحمت بیفایده است.
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که صبر کن و آرامتر باش، اما در این موقعیت چه جایی برای صبر و آرامش وجود دارد؟ هیهات (یعنی ای کاش)
هوش مصنوعی: به آن پیر (مرد سالخورده) یک جام شراب بده و او را بنشان، زیرا اینجا برای پیرمردی مثل او مناسب است.
هوش مصنوعی: بخصوص جان این پیرها، که عقل دارند و مغز سالم و شایستهای دارند، بسیار باارزش است و باید مورد توجه قرار گیرد.
هوش مصنوعی: همهٔ عالم مانند گلدستهای است که از باغ و گلستانی بیپایان و زیبا برمیآید، اما متأسفانه این زیبایی زودگذر و فناپذیر است.
هوش مصنوعی: چون گلدستهها که زود پوسیده میشوند، در دشتهایی که از آنها به وجود آمدهاند، به زودی از بین میروند.
هوش مصنوعی: شراب و لذتی را که به خاطر زیبایی و دلرباییاش مینوشی، نمیتوان به آسانی فراموش کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلمها و خونهایی که آن معشوق (او) بر گردن دارد، عقل و خرد به شدت تحت فشار و سرکوب قرار گرفته است، و این وضعیت بسیار ناراحتکننده است.
هوش مصنوعی: شکنهایی که در موهای او وجود دارد، ارزش و قیمتی به اندازهٔ بهای مشک را از دست دادهاند.
هوش مصنوعی: سکوت کردهام و بیصدا به من بدهید که دل من همیشه میگوید وای بر من.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.