زان زلف عنبرین که به گل بر نهاده ای
صد گونه داغ بر دل عنبر نهاده ای
مخمور عشق را نبوده چاره ای که تو
مهر عقیق بر می و شکر نهاده ای
از اشک لعل ساغر چشمم لبالب است
تا لب چرا بر آن لب ساغر نهاده ای
خود از برای سر زره از بهر تن بود
تو ماه روی عادت دیگر نهاده ای
در بر گرفته ای دل چون خود آهنین
وان زلف چون زره را بر سر نهاده ای
سر بر نمی کنی ز تکبر مگر که پای
بر آستان شاه مظفر نهاده ای
آن شاه شاهزاده که اقبال گویدش
کز فخر پای بر سر اختر نهاده ای
بوبکربن محمد کاندر دیار کفر
آتش هزار بار چو حیدر نهاده ای
دولت به توست زنده و ملت به توست شاد
کایین هر دو لایق و در خور نهاده ای
با آنک در بدایت عمری هزار بار
پا بر سر سپهر مُعَمَّر نهاده ای
کس را فراز خویش نبینی چو از عُلُوّ
منبر فراز گنبد اخضر نهاده ای
زان دم که از لب تو بشسته ست دایه شیر
لب را به مهر بر لب خنجر نهاده ای
هر کس که با مناقب حیدر ببیندت
داند که جسر بر در خیبر نهاده ای
تا کرده ای زبانه سنجق سوی هوا
تکبیر در زبان دو پیکر نهاده ای
دیرست تاهم از تک اسب و ز گرد راه
رخت مسیحیان همه بر خر نهاده ای
دیرست تا به جای صلیب و کلیسیا
محراب راست کرده و منبر نهاده ای
زُنّار بست خصم تو چون دید کز ظفر
تو داغ بر جبین مه و خور نهاده ای
اقبال با تو زاد برابر به یک شکم
خود را به دیگران چه برابر نهاده ای؟
دانند همکنان که تو تنها به ذات خویش
صد لشکری،چو روی به کافر نهاده ای
فر خدای با تو و اعجاز مصطفی
بر خود چرا مؤونت لشکر نهاده ای؟
پشت و دلت همیشه قوی باد بهر آنک
بنیاد ملک هر چه قوی تر نهاده ای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای شخصیتی محبوبی میپردازد که به عشق و جذابیتش اشاره دارد. شاعر از زلفهایی که مانند عطر و خوشبویی گل به نظر میرسند، سخن میگوید و به داغ و درد عشق اشاره میکند که در دلش ایجاد شده است. او از ساغر شرابی صحبت میکند که پر از اشک لعل است و تلخی و شیرینی عشق را به تصویر میکشد.
شاعر به زیبایی چهره محبوبش و افتخاری که به آن نسبت میدهد، اشاره میکند و میگوید که او مانند ماهی است که در دل همگان جای دارد. همچنین به قدرت و عظمت محبوبش اشاره میکند و این ادعا را دارد که هیچکس نمیتواند در مقابل او بایستد.
او تأکید میکند که محبوبش با کارهای بزرگ و مهمی که انجام داده، نامش را در تاریخ به جا گذاشته و مقام و منزلت بالایی دارد. شاعر در نهایت از اتحاد و قوت ملت تحت رهبری این محبوب سخن میگوید و بر پایهگذاری کشوری قدرتمند تأکید میکند. در کل، شعر به زیبایی و عظمت محبوب، عشق و افتخار به میهن اشاره دارد.
هوش مصنوعی: از زلف خوشبو و معطر تو که بر گلها آراستهای، چنان درد و رنجی در دل من گذاشتهای که قابل شمارش نیست.
هوش مصنوعی: عاشق مست هیچ راهحلی ندارد جز اینکه تو عشق و محبت را در شراب و شکر میریزی.
هوش مصنوعی: چشمانم از اشک مانند ساغری پر شده است و نمیدانم چرا لبهایت را بر لبهی آن ساغر گذاشتهای.
هوش مصنوعی: تو برای حفاظت از خودت، زرهی به تن کردهای، اما در واقع میتوانی با زیبایی چهرهات، به گونهای دیگر درخشندگی و جذابیت داشته باشی.
هوش مصنوعی: دل تو را به گونهای در بر گرفتهام که مانند آهن سخت و محکم است و موهایت را چون زرهای بر سر خود قرار دادهای.
هوش مصنوعی: تو به خاطر خودپسندی نمیتوانی سر بلند کنی، مگر اینکه پا بر درگاه پادشاهی موفق و سرافراز بگذاری.
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که شانس و تقدیر او را برتری بخشیده و به او افتخار داده است، به گونهای است که مانند ستارههای درخشان بر سر دیگران ایستاده و خود را برتر از آنها میداند.
هوش مصنوعی: در سرزمین کفر، بوبکر بن محمد به اندازه هزار بار مانند حیدر (علی) آتش افروخته است.
هوش مصنوعی: خوشبختی و سرزندگی تو به خاطر توست و شادی مردم هم به تو بستگی دارد، زیرا تو شایسته این دو هستی و این نعمتها را فراهم کردهای.
هوش مصنوعی: با اینکه تو در آغاز زندگیات هزار بار بر سر آسمان عمر گذاشتهای، هنوز هم میتوانی به قلههای بلند برسی.
هوش مصنوعی: هیچکس را بالاتر از خود نمیبینی، چون که بر فراز منبری قرار گرفتهای که بر بالای گنبد سبز نصب شده است.
هوش مصنوعی: از آن لحظه که دایه شیر از لب تو جدا شده، تو با محبت و عشق، خنجر را به لب خود نزدیک کردهای.
هوش مصنوعی: هر کسی که با ویژگیها و فضائل علی (امام علی) آشنا باشد، میداند که تو با قدرت و شجاعت خود همانند کسی هستی که پل در خیبر ساخته است.
هوش مصنوعی: وقتی سنجاق را به سوی آسمان بلند می کنی، در واقع دو پیکر را به هم وصل کردهای.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که تو هنوز از راه خود فاصله گرفتهای و مانند مسیحیان بر خر سوار شدهای.
هوش مصنوعی: وقت زیادی است که به جای صلیب و کلیسا، محل عبادت و منبری برای برگزاری مراسم درست کردهای.
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو متوجه شد که پیروزی تو باعث افتخار شده و نشانههای آن بر پیشانی مانند ماه و خورشید به چشم میخورد، دست به دامان زونار (نشانهای از بندگی) شد.
هوش مصنوعی: اقبال با تو همسطح و همتراز است، اما تو نسبت به دیگران خود را چهطور مقایسه کردهای؟
هوش مصنوعی: اکنون همگان میدانند که تو به تنهایی مانند یک سرباز تمامعیار هستی، وقتی که به کافر نگاه میکنی.
هوش مصنوعی: چرا با وجود قدرت خدا و معجزات پیامبر، خود را در زحمت و سختی قرار دادهای؟
هوش مصنوعی: همیشه امیدوار و استوار باشی، زیرا هرچه پایه و اساس کشور را محکمتر بنا کنی، به همان اندازه قدرت آن بیشتر خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای
منت به تاج بر سر قیصر نهاده ای
بر چهره زلف و خال بود خوش نما ولیک
خط بر عذار از همه خوشتر نهاده ای
آغوش جانم از بر و مویت معطر است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.