نهی زلفین عنبر بار بر دوش
حدیث ما نیاری هیچ در گوش
خروش ما زخواری ناشنیده
چرا خیره نهی زلفین بر گوش؟
چو تا با من سخن گویی ز شادی
چو مرزنگوش گردم سر به سر گوش
چو من با تو غمی خواهم که گویم
نداری ای عجب گویی مگر گوش؟
به احوال من سرگشته شاید
کز این به بازداری ای پسر گوش
مرا کز جور تو نالان چو نایم
چه مالی چون ربابی سیم بر گوش
رسید از تو به گوشم مژده وصل
اگر ممکن بود جای بصر گوش
سگ کوی تو باشم گرچه ندهی
به روبه بازیم چون خواب خرگوش
تو فارغ پنبه اندر گوش کن شو
خروش من فلک را گو بدر گوش
مرا بی طلعت تو باد تر چشم
مرا بی نعمت تو باد کر گوش
به خنده آن زمانم لب شود باز
که از آواز تو یابد خبر گوش
ز دیدار تو گردد پر قمر چشم
ز گفتار تو گردد پر شکر گوش
کنی در گوش حلقه مهر و مه را
چو آرایی به مروارید و زر گوش
ز گوشت حلقه یابد زینت و حسن
تو را از حلقه یابد زیب و فر گوش
مگر چشم تو با گوشت به جنگ است؟
که دارد چشم تو تیر و سپر گوش؟
زره پوشد ز زلفت زانک باشد
ز تیر غمزه تو بر حذر گوش
رسید آوازه عشق من و تو
چو مدح خسرو غازی به هر گوش
شه آفاق سلطانشه که دارند
به امر او ملوک بحر و بر گوش
جهانگیری کز اخبار فتوحش
شهانراهست دایم پر سمر گوش
نه چون او دیده هرگز پادشا چشم
نه مثل او شنیده دادگر گوش
سمندش چون کند جولان بگیرد
ز بیم شیهه او شیر نر گوش
بیارایند چون خوبان به حلقه
زنعل مرکبش هر تاجور گوش
نیابد بی لقای او ضیا چشم
ندارد بی ثنای او خطر گوش
درِ او شه ره آمد خسروان را
چنان کآواز را شد رهگذر گوش
روانش آلت الهام و وحی است
چو لحن وصوت را جای ممر گوش
ایا نشنیده هرگز در دو عالم
شهی مانند تو نیکو سیر گوش
خلاصه از چهار ارکان تو گشتی
چنان کز پنج حس شد معتبر گوش
ز الفاظ تو ای دریای افضال
صدف کردار گردم پُر دُرر گوش
جهان دانشی زان بازداری
به اهل فضل و ارباب هنر گوش
از آن شادی که مرغ نظم را صید
کند سمعت برآوردست پر گوش
ز بهر خدمت صورت مدیحت
گشاده دیده و بسته کمر گوش
الا تا دیده بان تن بود چشم
الا تا حجره سور است در گوش
به فرمان تو بادا خسروانرا
ز حد قیروان تا باختر گوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است که شاعر به توصیف احساسات و تفکرات خود نسبت به محبوب میپردازد. شاعر از زیبایی زلفهای محبوبش و تأثیر آن بر خود صحبت میکند و بیان میکند که چگونه صدای او برایش خوشایند است و در دلش شور و شوق میآفریند. او همچنین به شدت به محبوب وابسته است و به دلیل جدایی یا غم، دچار رنج و ناله است. شاعر تمایل دارد تا از این عشق بینهایت لذت ببرد و به همین دلیل در اشعارش به مدح و ستایش محبوب میپردازد. عشق او را مانند نغمهای شیرین در گوشها میبیند و در نهایت تأکید میکند که هیچ کسی به زیبایی و بزرگی معشوق او نمیرسد.
هوش مصنوعی: موهای مشکی و خوشبو بر دوش تو یادآور داستان ما هستند، اما هیچکس از آنچه که در دل ما میگذرد خبر ندارد.
هوش مصنوعی: چرا وقتی صدای ما از زخم و رنجها به گوش نمیرسد، به موهایت که به گوشهایت نزدیک است، توجه میکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی با من صحبت میکنی، از شادی به مانند مرزنگوش (گوشفیل) میشوم و تمامی حواسم را به تو معطوف میکنم.
هوش مصنوعی: من میخواهم غم خود را با تو در میان بگذارم، ولی تو انگار توجهی نداری و فقط میگویی که مگر باید به حرفهایت گوش دهم؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که احوال من آشفته و در هم ریخته است؛ شاید تو پسر، از این وضعیت نگران شوی و به فکر چاره باشی.
هوش مصنوعی: من به خاطر ظلم و ستم تو مانند نی دردمند هستم، چه فایدهای دارد وقتی که مانند ربابی، سیمهایی بر گوش دارم؟
هوش مصنوعی: خبر وصالی از تو به گوشم رسید، اگر ممکن بود به جای دیدن، با گوش بشنوم.
هوش مصنوعی: من آمادهام تا حتی به عنوان سگ کوی تو زندگی کنم، هرچند که تو به من توجهی نکنید. این حالت به اندازهی آرامش خواب یک خرگوش برایم رضایتبخش است.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که در کنار کارهای روزمرهات، گاهی از زندگی لذت ببری و به نداها و صداهای اطرافت توجه کنی. هرچند که در زندگی مشغولیتها و سختیها وجود دارد، اما همواره باید به صداهایی که واقعاً مهم هستند، گوش سپاری.
هوش مصنوعی: با نبودن زیبایی تو، چشمانم را بیفایده میدانم و بدون نعمت تو، گوشهایم را کر احساس میکنم.
هوش مصنوعی: من تنها زمانی لبخند میزنم که صدای تو به گوشم برسد و خبر از تو را به من بدهد.
هوش مصنوعی: از ملاقات تو چشمانم پر از نور و زیبایی میشود و از سخنان تو گوشهایم پر از شیرینی و لذت خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر در گوش خود، حلقهای زیبا از مهر و مه قرار دهی، شبیه آن است که آن را به مروارید و طلا آراستهای.
هوش مصنوعی: از جسم تو زینت و زیبایی تو به دست میآید و خوشی و زیبایی چهرهات به دنیای بیرون نمایان میشود.
هوش مصنوعی: آیا چشمان تو با گوشت به دشمنی پرداختند؟ که چشمت به همراه تیر و سپر گوش شما آمده است؟
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که کسی که دل در گرو عشق تو دارد، برای جلوگیری از آسیب تیرهای غمزه و نگاه هوسآلود تو، خود را به زرهای از زلفهای تو مجهز میکند. در واقع، این ابراز عشق و حساسیت به زیبایی و جذابیت تو را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: خبر عشق من و تو به گونهای گسترش یافته است که مانند ستایش یک پادشاه به هر گوشهای میرسد.
هوش مصنوعی: سلطان آسمانها و زمین، که به فرمان او، پادشاهان دریا و خشکی وجود دارند.
هوش مصنوعی: جهانی که خبرهای پیروزیاش در میان پادشاهان معروف است، همیشه پر از شگفتی و ماجراست و گوشها در انتظار شنیدن داستانهای آن هستند.
هوش مصنوعی: هیچ کسی مانند او را با چشم ندیده و هیچ گوش شنوا هم مانند او را نشنیده است.
هوش مصنوعی: وقتی که اسبش با شجاعت و قدرت فعالیت میکند، از ترس صدای بلند او، شیر نر هم گوشش را میگیرد.
هوش مصنوعی: آنها مانند زیبارویان، جلوهای زیبا به زین و زینتی که بر گردن مرکب است میبخشند و در کنار آن، هر تاجری گوش به فرمان است.
هوش مصنوعی: انسان بدون دیدار او نمیتواند روشنایی داشته باشد و گوشش بدون شنیدن ستایش او احساس خطر میکند.
هوش مصنوعی: در آنجا که پادشاهان و بزرگمنشها وارد میشوند، صدای قشنگ و دلنشینی به گوش میرسد که مسیر را روشن میکند.
هوش مصنوعی: روح او منبع الهام و وحی است، همانطور که لحن و صدا برای گوش شنیدنی است.
هوش مصنوعی: آیا تا به حال در دو جهان کسی را مانند تو دیدهای که اینچنین به زیبایی و نیکویی رفتار کند؟
هوش مصنوعی: خلاصه این است که از چهار عنصر اصلی وجود تو، به گونهای شدهای که در اعتبار و ارزش، از پنج حس و ادراکات دیگر بالاتر هستی.
هوش مصنوعی: ای دریای رحمت و فضائل، من میخواهم از واژههای تو مانند صدفی باشم که درونش پر از مروارید است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از علم و دانش جهان بهرهمند شوی، به کسانی که فضلیت و هنر دارند گوش بده.
هوش مصنوعی: از شادیای که باعث میشود که پرنده نظم گرفتار شود، صدای خوشی به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، چشمانم را باز و کمرم را بسته نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که تا زمانی که چشمان ما قادر به دیدن هستند، باید مراقب آنچه در اطرافمان میگذرد باشیم. همچنین اشاره دارد که تا زمانی که محیط امنی وجود دارد، باید به آن توجه کرده و از آن استفاده کنیم. به عبارت دیگر، تا زمانیکه شرایط فراهم است، باید از فرصتها بهره برد.
هوش مصنوعی: به دستور تو، ای شاه، سلطنتها از دوردستها به سمت خاور پیش روی میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درازش سبلتی پیچیده بر گوش
ز سبلت کرده خود را حلقه در گوش
زهی از زلف تو جان حلقه در گوش
سماع قول تو ناید ز هر گوش
زدیدار تو ما را پر گهر چشم
زگفتار تو مارا پر شکر گوش
گهر در آستین باید نه در چشم
[...]
صدف از نیلوفر زد دست بر گوش
نه اصلاً نیست در من گوهر گوش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.