چون کوکبه عید به آفاق درآمد
در باغ سعادت گل دولت به برآمد
آن وعده که تقدیر همی داد وفا شد
وان کار که ایام همی خواست برآمد
آسود جهان از تف خورشید حوادث
چون در کنف عدل شه دادگر آمد
اقبال غلامانه میان بست به خدمت
در بارگه خسرو جمشید فر آمد
فرمان ده شاهان جهان اعظم اتابک
کز صدمت رمحش فلک از پای در آمد
شاهنشه ابوبکر محمد که جهان را
از حضرت او مژده عدل عمر آمد
آن شاه جهان گیر جوانبخت که گردون
در موکب او همچو زمین پی سپر آمد
نام ولقب و کنیت عالیش خرد را
درکام به شیرینی شهد و شکر آمد
بنهاد به پیشش کله کبر و کمر بست
هر شه که سزاوار کلاه و کمر آمد
در طلعت او نور الهی به عیان دید
آنکس که ز انوار خرد بهره ور آمد
ای دوخته عالم را قدر تو قبایی
کورا نهمین طاق فلک آستر آمد
زان سینه تهی کرد کمانت که عدو را
هر تیر که انداخت همه بر جگر امد
شمشیر تو در ظلمت شبهای حوادث
چون پرتو خورشید و طلوع سحر آمد
اقبال تو زیر و زبر چرخ بپیمود
در چشم جلال تو همه مختصر آمد
جود تو تر و خشک جهان جمله بهم کرد
بر مایده همت تو ماحضر آمد
توقیع همایون تو بر صفحه منشور
خطیست که بر گرد عذرا ظفر آمد
سر بر خط حکم تونهد هر که یکی دم
در دایره حکم قضا و قدر آمد
بر درگه تقدیر فلک چرخ زنان است
زان روز که پروانه ملکت به در آمد
از بهر تماشای تو بر داشت زمانه
چندانکه ز آفاق مرا در نظر آمد
در عرصه میدان تو افزود سعادت
آن خطه که جولانگه شمس و قمر آمد
خصمت که پرستنده سُمّ خر عیسی است
اندر نظر عقل چو دنبال خر آمد
بر بوک ومگر عمر بسر برد حسودت
ور حادثه بر جانش مفاجا حشر آمد
این مایه ندانست که بر هیچ نپاید
هر کار که در معرض بوک و مگر آمد
شاها منم آنکس که ز مدح تو زبانم
چون صفحه تیغ تو سراسر گهر آمد
تو شاه هنر پرور و من بنده هنرمند
این هردو بیکباره چرا بی اثر آمد
دوران فلک سخره فرمان تو بادا
کز عدل تو دوران حوادث به سر آمد
بگذار چنین عید هزاران که جهانرا
هر لحظه ز اقبال تو عیدی دگر آمد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مناسبت جشن و عید بزرگ نوشته شده و به توصیف صفات و ویژگیهای یک شاه محبوب و دادگر میپردازد. شاعر از خوشحالی و شادکامی جهان در پی آمدن این عید سخن میگوید و به عدالت و مهربانی پادشاه اشاره میکند. او همچنین به قدرت و تاثیر این شاه بر سرنوشت مردم و جهان اشاره دارد، به گونهای که با حضور او، حوادث سخت و مشکلات حل شده و انسانها احساس امنیت و آرامش میکنند. شاعر به ستایش از شاه ادامه میدهد و از نعمتها و برکات او یاد میکند، در این حال به حیرت و شگفتی خود از عدالت و بزرگی او اشاره دارد و ابراز میکند که این دوران آرامش و سعادت، به خاطر وجود پادشاه دادگر به ارمغان آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که ماه جشن به آسمان آمد، در باغ خوشبختی، گل دولت شکوفا شد و به بار نشست.
هوش مصنوعی: آن وعدهای که تقدیر داده بود، به حقیقت پیوست و آن کار که زمان و روزگار انتظارش را کشیده بود، به وقوع پیوست.
هوش مصنوعی: جهان از تأثیرات منفی حوادث آرامش یافته است، زیرا در سایه عدالت شاه دادگر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: اقبال با تواضع و ارادت خود را به خدمت در بارگاه پادشاه بزرگ جمشید رساند.
هوش مصنوعی: فرمانروای بزرگ جهان، اتابک، آنقدر قدرت و تاثیر دارد که به خاطر ضربهای که از او میخورد، آسمان از جایش بهلرزه درمیآید.
هوش مصنوعی: ابوبکر محمد، پادشاه بزرگ، که دنیای ما با حضور او به سوی عدالت و خوبی رهنمون شده است، مژدهای از عدالت عمر را به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: آن پادشاه بزرگ و خوشبختی که آسمان در حضور او مانند زمین در برابر سپر قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: خنکای نام و لقب و کنیه آن عالم بزرگ، همچون شیرینی عسل و شکر در دلها مینشیند.
هوش مصنوعی: هر پادشاهی که شایسته مقام و قدرت باشد، با کمال افتخار و سربلندی، تاج و کمر بندش را در مقابل او مینهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از نور خرد و آگاهی بهرهمند شده باشد، به وضوح میتواند در چهره او زیبایی و نور الهی را مشاهده کند.
هوش مصنوعی: ای کسی که با دوختن عالم، ارزش تو همچون لباسی زیبا و گرانبهاست، همانند که بر سقف آسمان مایهای از زیبایی قرار گرفتهای.
هوش مصنوعی: به خاطر تیرهای کمانت، سینهام را خالی کردی؛ زیرا هر تیر که به سوی دشمن پرتاب کردی، به دل آنها نشسته است.
هوش مصنوعی: شمشیر تو در تاریکیهای شبهای سخت و پرخطر، مانند نور خورشید و صبحی تازه درخشان است.
هوش مصنوعی: سرنوشت تو با غرق شدن در دنیای پر پیچ و خم تغییرات، در برابر عظمت تو به نظر میرسد که همه چیز کوچک و مختصر است.
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو باعث شده که همه چیز در جهان به هم نزدیک شود و به خاطر تلاش و اراده تو، ما نیز به اینجا رسیدهایم.
هوش مصنوعی: امضای محترم تو بر صفحهی منشور، نوشتهای است که بر گرد عذرا به پیروزی رسید.
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد، باید خارج از دایره قضا و قدر قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: از زمانی که پروانه به دنیای ملک و حکومت وارد شد، سرنوشت و تقدیر به شکل دائمی در حال گردش و تغییر است.
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن تو، زمان آنقدر شهرت پیدا کرد که تمام دنیا در نظرم جلوه کرد.
هوش مصنوعی: در میدان زندگی، خوشبختی و سعادت به آن سرزمین افزوده شد که مکان حرکت و گردش خورشید و ماه بود.
هوش مصنوعی: دشمن تو کسی است که در چشم عقل، به دنبال خر عیسی است و او را میپرستد.
هوش مصنوعی: شاید اگر عمرش را بگذراند، حسود تو هم دچار حادثهای ناگهانی و جدی خواهد شد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ کاری در این دنیا پایدار نیست و همه چیز در معرض تغییر و زوال قرار دارد. بنابراین، نباید به هیچ چیز دلخوش کرد یا به آن وابسته شد، زیرا ممکن است به زودی از بین برود یا دچار تغییر شود.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که وقتی از تو تعریف میکنم، مانند لبه تیز شمشیری میشود که پر از جواهرات است.
هوش مصنوعی: تو کمالگرا و هنرشناس و من هم هنرمند هستم، اما چرا هر دوی ما به یکباره بیاثر و بیخاصیت شدهایم؟
هوش مصنوعی: زمان و گردش روزگار تحت تسلط دستورات توست، زیرا با عدالت تو، تمامی حوادث و فراز و نشیبها به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: اجازه بده تا جشن و شادی هزاران بار دیگر بگذاریم، زیرا هر لحظه از سرانجام و اقبال تو، یک روز جدید برای این جهان میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا ز آمدن دوست بر من خبر آمد
گوئی سرم از ناز بخورشید برآمد
چون شاخ گلی بودم پیوسته بی بار
بر من ز گل شادی پیوسته برآمد
روزی همه درد و غم مردم بسر آید
[...]
سلطان جهان در کف پیری شده عاجز
تدبیر شدن کن تو که چون شست درآمد
روزت بنماز دگر آمد بهمه حال
شب زود درآید که نماز دگر آمد
بیچاره تن من که ز غم جانش برآمد
از دست بشد کارش و از پای درآمد
هرگز به جهان دید کسی غم چو غم من
کز سر شودم تازه چو گویم به سر آمد
آن داد مرا گردش گردون که ز سختی
[...]
در راه مرادی صنمی در گذر آمد
رفتار چنان ماه مرا در نظر آمد
شوخی شکری سروقدی قحبککی چست
کز حسن ز خورشید بسی خوبتر آمد
در پیش وی استادم و راهش بگرفتم
[...]
بدرود شب دوش که چون ماه برآمد
ناخوانده نگارم ز در حجره درآمد
زیر و زبر از غایت مستی و چو بنشست
مجلس همه از ولوله زیر و زبر آمد
نقلم همه شد شکر و بادام که آن بت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.