به جز ارواح مکرم که برون زین شمرند
همه...نهاد آنچه ز نوع بشرند
به مگو نسبت هفتاد و دو ملت به قیاس
کآزمودم همه...و ...ترند
کیست ارواح مکرم به حقیقت آنانک
آدمی چهر و ملک سیرت و مردم گهرند
از پیمبر که بدین سلسله سالار آمد
با تنی چند که دانیم و بهر حلقه درند
بیضه نشکسته و بر چرخ برین بال گشای
بال نارسته و پهنای زمین زیر پرند
گر گدا رنج تقاضا به توانگر ندهند
ور غنی عرض گدایان به مناعت نبرند
آتش ار چرخ بسوز کف خاکی گیرند
خاک در غلطد اگر آب به بادی شمرند
خود به اخلاق فزون ار به فضایل اندک
ور به اخلاق کم افزون به کمال و هنرند
بر به صورت اگرت زاغ نمایند و اسیر
در حقیقت همه بازان معانی شکرند
به جز از حلقه آن طره دیوانه پسند
بند گیتی چه گه از چنبر گردون بدرند
بر به هنجار طریقت پی سامان سلوک
بسته بر رشته ستوار شریعت کمرند
نه چو این خررمه...که سگ سان شب و روز
درهم افتاده همی پیش و پس هم بدرند
بسکه...گهر بر ز پی گادن مام
راست چون آب رزان خون برادر بخورند
من چنین پروز... ندیدم به خدای
در فراخای جهان و آنچه در او جانورند
گوهر خود به خریدار دگر کش سردار
کین حریفان همه... و ...ترند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بحث درباره ارواح مقدس و وضعیت انسانها میپردازد. شاعر به بیان این نکته میپردازد که انسانها به گونهای در هم هستند و نمیتوان در مورد نسبت آنها به همدیگر بر اساس ملیتها قضاوت کرد، زیرا همه در نهایت مشترکات انسانی دارند. او به تأکید بر اهمیت فضایل اخلاقی و کمال انسانی میپردازد و میگوید که اگرچه ظاهراً ممکن است افرادی به صورت زاغ (پرندهای با ظاهری غیر جذاب) جلوه کنند، در حقیقت همه دارای ارزش و معنا هستند.
شاعر به مقایسه وضع فقیران و ثروتمندان، و اینکه چگونه انسانها نسبت به یکدیگر باید رفتار کنند، نیز اشاره میکند. او بر اهمیت پیروی از اخلاق و فضائل تاکید دارد و بیان میکند که انسانهایی که به قوانین شریعت پایبند هستند، سلوک بهتری دارند. در نهایت، شاعر از فساد و جهل در جامعه ابراز ناامیدی میکند و به جستجوی حقیقت انسانی فراخوان میزند.
هوش مصنوعی: به غیر از موجودات مقدسی که از این دنیا فراتر رفتهاند، همه چیزهایی که مربوط به نوع بشر هستند در اینجا وجود دارند.
هوش مصنوعی: در اینجا شخص میگوید که نباید در مورد اختلافات و مناسبات مذهبی و قومی بین هفتاد و دو ملت صحبت کرد، زیرا او خود به تجربه دریافته که همه این ملتها در نهایت به نوعی مشابه و یکسان هستند و انسانیت مشترکی دارند.
هوش مصنوعی: کیست که روحهای بزرگ و محترم را بشناسد؟ حقیقت این است که آدمی از نظر ظاهر، چهره دارد و از نظر باطن، ذات و سیرت او مهم است. مردم از نظر باطن و صفات درونیشان ارزشمند هستند.
هوش مصنوعی: پیامبر بزرگوار با گروهی از یارانش که همگان آنها را میشناسیم، به این سلسله آمده است.
هوش مصنوعی: تشبیه شده به پرندهای که هنوز پرواز نکرده و ناقص است، بر فراز آسمان بالهایش را باز کرده و در خیال پرواز بر فراز زمین گسترده است. این تصویر به ما میگوید که حتی اگر هنوز به کمال نرسیدهای، میتوانی آرزوهای بزرگ داشته باشی و برای به دست آوردن آنها تلاش کنی.
هوش مصنوعی: اگر به فقیران کمک نکنند و نگذارند درخواستهایشان را به ثروتمندان برسانند، و همچنین افراد مرفه هم نسبت به وضعیت فقرا بی تفاوت باشند، در نتیجه وضع مردم فقیر و نیازمند بهبود نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: اگر آتش در آسمان بربخورد، زمین خاکی را خواهد سوزاند و اگر آب به صورت باد در بیفتد، خاک به حرکت درخواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کسی از نظر فضایل و خوبیها در سطح بالا نباشد، اما اگر اخلاقش نیکو باشد، این ارزش بیشتری دارد. برعکس، حتی اگر کسی فضایل بیشتری داشته باشد اما اخلاقش کمتوجه باشد، در حقیقت به کمال و هنری نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر زاغی بر چهرهات بزند و تو را در دام خود بگیرد، در واقع همهی این پرندگان در ماهیت خود شکرگزاری هستند.
هوش مصنوعی: به جز از حلقه موهای آن معشوق دیوانهکننده، بند دنیای مادی چه چیز دیگری میتواند از دست چرخش آسمان خارج شود؟
هوش مصنوعی: در مسیر درست و منطقی زندگی، نظم و ترتیبی برقرار کردهاند و با استحکام و ثبات قوانین و اصول دینی خود، به پیش میروند.
هوش مصنوعی: نه مانند این زندگی سگی، که شب و روز درهم افتادهاند و همواره در حال جنگ و جدلاند.
هوش مصنوعی: به خاطر فراوانی و ارزش گوهر، عدهای تلاش میکنند تا به آن دست یابند، اما مانند آب رزان، خون برادر را میخورند و به یکدیگر آسیب میزنند.
هوش مصنوعی: من هیچ وقت موجودی را مانند خودم در این پهنه وسیع جهان و در میان همه موجودات زنده ندیدهام.
هوش مصنوعی: به دیگر فروشندگان گوهر گرانبهای خود توجه کن، زیرا حریفان و رقبا همه در حال پیشرفت و رقیب تر شدن هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درند
گرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرند
گر رقیبان به بصر تیز بوند از بر ما
این رقیبان سماوی همه یکسر بصرند
نامشان زی تو ستاره است ولیکن سوی من
[...]
بچگان ما مانندهٔ شمس و قمرند
زانکه همصورت و همسیرت هر دو پدرند
تابناکند ازیرا که دو علوی گهرند
بچگان آن بنسبتر که ازین باب گرند
ساقیا باده بده تا طرب از سر گیرند
پیش کاین تاج مه از تارک شب برگیرند
شاهدان شمع ز کاشانه برون اندازند
قدسیان مشعله هفت فلک درگیرند
نیکوان پرده بر انداخته در رقص آیند
[...]
آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند
و آمد آن روز که مرغان همه جز گل نچرند
دلبران بوسه به عشاق دراین فصل دهند
بیدلان پرده اندیشه در این فصل درند
گل و لاله چو رخ و عراض معشوق شدند
[...]
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.