مرا آه آتشین زان خط مشک آلود بر خیزد
زهی...گی کآتش همی از دود بر خیزد
جز اشک من از آن رخ و آه مردم ز اشک من کشنید
ز آذر بر دمد دریا ز دریا دود برخیزد
جز آن...خط کافزود کم کرد از تو نشنیدم
فزایش کاستی آرد زیان از سود برخیزد
چو رنگین چهر از آن...آذرگون می افروزی
ز باغ پور آزر آذر نمرود برخیزد
چو آن...لب خاتم چو آن مشیکن زره جوشن
نه دست افتد سلیمان را نه از داود برخیزد
بدین فرزندگان... گردون و آخشیج اولی
به زادن دیر بنشیند به مردن زود برخیزد
نشستی خاست هر... را کاول نگه دانم
اگر غمناک بنشیند اگر خشنود بر خیزد
سزا رزم است ارواح مکرم را ولی چالش
کجا با یک جهان... زین معدود برخیزد
دریغا میر غایب و آن یورش سردار کاول پی
ز نعل موزه سیل خون به پر خود برخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی حالات انسانی و تأثیرات عشق و اندوه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر آتش و دود، احساسات عمیق خود را بیان میکند و از عواطفی چون غم و شوق صحبت میکند. او برای توصیف کشش عشق و درد جدایی، به شباهتهای میان عناصر طبیعی و دردهای عاطفی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به تأثیراتی که این احساسات بر زندگی انسان میگذارد، میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که هرگز نمیتوانند تمام جنبههای زندگی را تحت کنترل درآورند.
هوش مصنوعی: از آن خط مشکین، آهی سوزان در من برخیزد، یا اینکه آتش از دودی که برمیخیزد، به وجود آید.
هوش مصنوعی: جز اشک من هیچ نشانهای از صورت زیبا پیدا نیست و آه مردم از گریههای من به آتش بدل میشود، همچنان که از دریا دود بلند میشود.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که از تو نشنیدم این است که خطا و کمکاری موجب ضرر میشود و برعکس، سود و افزایش باعث پیشرفت و موفقیت خواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهای رنگین و زیبا از آن روی نمایان میشود، تو مانند آتش افروز آذرگون از باغ فرزند آزر برمیخیزی و شعلهور میشوی.
هوش مصنوعی: از آنجا که لب خاتم برتری و زیبایی دارد، کسی نمیتواند به راحتی زرهی جوشن را بردارد. حتی سلیمان هم نمیتواند آن را لمس کند و داود هم نمیتواند از جایش برخیزد. این نشاندهندهی مقامی است که هیچکس به آسانی نمیتواند به آن برسد.
هوش مصنوعی: فرزندان از آسمان و نعمتهای اولیه، به سختی و دیر به دنیا میآیند ولی با سرعت و به آسانی از دنیا میروند.
هوش مصنوعی: نشستهای، هر روزی که بگذرد، را مانند آغاز دوباره میدانم. اگر غمگین باشی، همچنان در حال نشستن خواهی بود و اگر خوشحال باشی، از جای خود بلند میشوی.
هوش مصنوعی: جنگ و نبرد برای روحهای بزرگ و محترم مناسب است، اما چگونه میتوان با یک دنیا به چالش پرداخت وقتی که فقط چند نفر اینچنین هستند؟
هوش مصنوعی: آه، چه غمانگیز است که جانشین بزرگ ما غایب است و آن حملهی سردار کاول، چون باران خون بر دامان خود میریزد و پدیدار میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز دل پیش از فراقت آه دردآلود برخیزد
به هرجا برفروزد آتش آنجا دود برخیزد
طبیبم بر سر بالین نمیآید وگر آید
چو گل کآید پس از سالی نشیند زود برخیزد
ز بس آفاق را پر کردم از آوازه شیون
[...]
ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
چو شمع کشته از لوح مزارم دود برخیزد
ز شوق او پس از مردن به خاک آرام می گیرم
که رهرو چون ز رنج ره دمی آسود، برخیزد
به گلخن با همه دیوانگی، آیم به تمکینی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.