زاغ...گی آن کرکس ... فراست
کش همی پهنه ... جهان زیر پر است
من و زین مردم... تظلم حاشاک
همه فریادم از این طارم...کر است
گو بفرما عدد موی زهار زن خویش
شیخ ... اگر صوفی صاحب نظر است
آه... به و ...به سرشکم بشمار
بر تو... تماشای شمال و شمر است
ابرو و غمزه و پیشانی... لرش
چاچ... و رستای سنان و سپر است
این دو ... که از دیر و حرم لاف زنند
جوق... سگ و گله ... خر است
چیست...گی آن شهرکش آفاق حصار
چرخ ... و ... جهت بام و در است
به جز ارواح مکرم که ز شهر دگرند
همه ... گهر هر که بدین شهر در است
گفت سردار همی در پی ... جهان
هر که انکار کند از همه... تر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای انسانها و جامعهای میپردازد که در آن فساد و نفاق حاکم است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه، ناپاکیهای اجتماعی را نقد میکند و به ویژگیهای ظاهری و درونی افراد اشاره میکند. او به تفاوتهای میان انسانهای درستکار و فاسد پرداخته و نشان میدهد که در این جامعه، تنها ارواح پاک و انسانهای با فضیلت از سایرین متمایز هستند. در نهایت، شاعر به تأمل در وضعیت انسانی و اجتماعی میپردازد و اظهار نظر میکند که انکار حقیقت، انسان را به ورطه سقوط میکشاند.
هوش مصنوعی: زاغ و کرکس باهوش و زیرک هستند، و در واقع دنیا زیر سایهی پر آنهاست.
هوش مصنوعی: من و این مردم... به کسی شکایت نمیکنم، فریاد من از این بیتوجهی و نادیدهانگاری است... که هیچکس نمیشنود.
هوش مصنوعی: بفرما تعداد موهای زن خود را بگوید، اگر واقعا عارف و صاحبنظر است.
هوش مصنوعی: آه، برای تو مینویسم و اشکهایم را یادت میکنم... شمال را نظاره میکنم و یاد شمر به خاطرم میآید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای دختری با ویژگیهای خاص اشاره دارد. ابرو و غمزه او جلب توجه میکند و پیشانیاش به زیباییاش میافزاید. همچنین، اشاره به چشمان و حرکاتش دارد که به نوعی نماد قدرت و قدرتنمایی است. در کل، این متن تصویری از زیبایی و جذابیت دخترانه را به تصویر میکشد که همزمان با قدرت و شجاعت نمایان شده است.
هوش مصنوعی: این افراد که همواره از گذشته و محافل مقدس خود صحبت میکنند، در واقع فقط در خارج از آنها به جست و خیز مشغولاند و به حقیقت ارزش چندانی ندارند. آنها در اصل به چیزی بیشتر از یک دستهی بیمعنا شباهت ندارند.
هوش مصنوعی: در آن شهر، گیتی و آسمان در دور و بر آن مانند حصاری هستند و همه چیز در آنجا به خوبی و نظم خاصی در جهت دروازهها و سقفها قرار دارد.
هوش مصنوعی: جز روحهای بزرگوار که از شهری دیگر هستند، همه گوهرهایی که در این شهر وجود دارند.
هوش مصنوعی: سردار بیان میکند که هر کس در تلاش است تا حقیقت را انکار کند، از دیگران ضعیفتر و ناتوانتر است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خردمند نگه کن که جهان برگذر است
چشم بیناست همانا اگرت گوش کر است
نه همی بینی کاین چرخِ کبود از برِ ما
بسی از مرغ، سبکپَرتر و پرّندهتر است؟
چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید
[...]
پیش من یکره شعر تو یکی دوست بخواند
زانزمان باز هنوز این دل من پر هسر است
در خانی ز پس اوست و بآنحلقه در است
نتوان گفت کز آنهاست کز آنها بتر است
سرخ مرد است ولی چاره چه دانم چو غر است
سرخ عر نبود در زیر برنگ دگر است
فلسفه داند و از فلسفه دانان خر است
[...]
بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است
که همه کار جهان رنج دل و دردسر است
تا تو در ششدرهٔ نفس فرومانده شدی
مهره کردار دل تنگ تو زیر و زبر است
عمر بگذشت و به یک ساعته امید نماند
[...]
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.