به پیری مر مرا دل زان جوان رست
خلاف کیش از تیری کمان جست
توام سودی به خط آسمان پای
چه برسایم زدست آسمان دست
کشی بر جای ماهی مه به قلاب
چو برسازی ز حلقه زلفکان شست
بجز از پرنیان ماه قصب پوش
دگر کشنید تا ماه از کتان خست
میانش گر همی سنجم به موئی
همانا باز موئی در میان هست
سرینش با کمر بین تا نگوئی
نشاید آسمان بر ریسمان بست
من از پیروز بالای وشاقان
فریدون از درفش کاویان مست
بسم سردار پایه سربلندی
اگرش آیم به خاک آستان پست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: هذا شعر با موضوع عشق و زیبایی است. شاعر به پیری و دوری از جوانی اشاره میکند و از دلتنگیهایش میگوید. او به آسمان و زیباییهای آن اشاره میکند و میگوید که تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار دارد. همچنین، شاعر به مقایسه بین زیباییها و ویژگیهای معشوق میپردازد و نشان میدهد که عشق و زیبایی در زندگیاش او را بالا میبرد و به او قوت میدهند. در نهایت، او به آرزوهای بزرگ و دستیابی به مقام و منزلت اشاره میکند، حتی اگر در آغاز راه باشد.
هوش مصنوعی: در پیری، دل من به خاطر جوانی رهایی یافته است، مانند تیرکمان که از تیر خود فرار کرده است.
هوش مصنوعی: تو هیچ سودی به عالم بالا نداری، پس چرا به زمین و آسمان دست میزنی؟
هوش مصنوعی: اگر تو بر روی آب قلاب بیندازی و ماهی بگیری، مثل این است که وقتی زلفهای تو را به هم ببندند و از آنها استفاده کنند.
هوش مصنوعی: به جز از پرده نرم و زیبای ماه، چیز دیگری نمیکشد تا ماه از پارچه لطیف خسته شود.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم این دو خط را به زبان سادهتری بیان کنم، میتوان گفت: اگر بخواهم او را با دقت بسنجیم، متوجه میشوم که هر اندازه هم که دقیق باشم، همیشه یک فاصله یا خطای کوچک وجود دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر زیبایی از صورت و اندام زنی اشاره دارد که قامتش به گونهای است که به نظر میرسد میتواند از زیبایی و جذابیتش با کمرش بازی کند. گویی که زیبایی او به حدی است که هیچ چیز نمیتواند آن را محدود کند و حتی آسمان هم نمیتواند بر روی او بایستد. او به قدری خاص و منحصر به فرد است که قابل توصیف نیست.
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر پیروزی فریدون و پرچم کاویان هستم و از این موفقیتها بسیار خوشنود و سرمست هستم.
هوش مصنوعی: به نام سردار، منبع افتخار و سربلندی؛ اگر به درگاه او بیایم، حتی اگر در جایگاهی پایین باشم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو با جُفتِ عِنینِ خویش پیوَست،
چو شاخِ خُشک، گَشته سروِ او پَست.
چه خوش عیش و چه خرم روزگار است
که دولت عالی و دین استوار است
سخا را نو شکفته بوستان است
امل را نو دمیده مرغزار است
هنر در مد و دانش در زیادت
[...]
چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دست
که خر چون دید زو، آنگونه بشکست
خر نر را . . . ون در کردم این . . . یر
به سان ماده خر خوابید در غست
چو . . . ادم ماده خر ار، کره بفکند
[...]
فلک را عهد بس نااستوار است
همه کار جهان ناپایدارست
بیا کس کز پی یک روزه راحت
بمانده روز و شب در انتظارست
هوایی دارد و آبی زمانه
[...]
چو دانستی که معبودی تو را هست
بدار از جستوجوی چون و چه، دست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.