زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم
باشد بدین وسیله غم از دل برون کنم
از بس رمیده خاطره از ذوق بی حضور
ساقی گرم پیاله دهد سرنگون کنم
خواهم هزار چشم و بهر چشم چشمه ها
تا گریه بر مصیبت خود گونه گون کنم
از حالت برون من آگاه کس نشد
کو محرمی که شکوه ز درد درون کنم
یغما چه می خوری غم دوران به دور جام
می خور که خاک بر سر دنیای دون کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از غم و اندوه دل خود شکایت دارد و تصمیم میگیرد با نوشیدن شراب، غم را از خود دور کند. او به ساقی میگوید که میخواهد با پیالههای پر، یاد خاطراتش را فراموش کند و موقتا از درد و رنج خود رهایی یابد. همچنین، او آرزو دارد هزار چشم داشته باشد تا بتواند بر مصیبتهایش بگرید. در این حال، او احساس میکند هیچکس از درد درونیاش آگاه نیست و به دنبال همدمی میگردد تا دردهایش را با او در میان بگذارد. در نهایت، یغما به خود میگوید که بهتر است به زندگی بیارزش دنیا توجه نکند و از آن دوری کند.
هوش مصنوعی: از این به بعد، با ریختن اشک و احساساتم، درد و غم را از دل بیرون میآورم و امیدوارم با این کار، راحتی بیشتری پیدا کنم.
هوش مصنوعی: به خاطر یادآوری مداوم و بیقراری ناشی از عدم حضور ساقی، احساسی ناامیدانه دارم و میل دارم که پیالهام را زمین بیفکنم.
هوش مصنوعی: میخواهم هزار چشم داشته باشم و برای هر چشمی چشمهای باشد تا بتوانم به خاطر مصیبت خود به صورتهای مختلف گریه کنم.
هوش مصنوعی: هیچکس از حال من خبر ندارد، زیرا کسی را ندارم که با او از دردهای درونیام صحبت کنم و دردی را که در دل دارم، بگویم.
هوش مصنوعی: نگران غم و اندوه زمانه نباش، به جای آن از شراب بنوش و لحظهها را فراموش کن، تا بتوانی بر بیارزشی این دنیا خرده بگیری و آن را زیر پا بگذاری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جز غم چو نیست حاصل ایام چون کنم
تا کی دو دیده در غم او پر ز خون کنم
تا کی ز دیده اشک چو سیماب بفکنم
تا چند من به غصّه دوران زبون کنم
تا کی غم زمانه بی مهر دون خورم
[...]
دل را ز چاک سینه توانم برون کنم
غم را ز دل برون نتوان کرد، چون کنم؟
خواهم ز دل برون کنم این درد را ولی
در جان درون شود اگر از دل برون کنم
هر محنت از تو موجب چندین محبتست
[...]
خود را ز گریه شب همه شب غرق خون کنم
سر چون حباب صبحدم از خون برون کنم
گفتم هوای عشق تو بیرون کنم ز دل
دل را سر اطاعت من نیست چون کنم
تا کی بیاد عارض گلگون گلرخان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.