زهی از دست سوگت چاک تا دامن گریبانها
ز آب دیده از سودای لعلت دجله دامانها
چه خسبی تشنه لب از خاک هان برخیز تا بینی
به هر سو موج زن صد دجله از سیلاب مژگانها
تو خود لب تشنه یک جرعه آب و بارها از سر
جهان را اشک خون بگذشت خونآلوده طوفانها
نزیبد جان پاکی چون تو زیر خاک آسوده
برآور سر ز خاک تیرهای خاک رهت جانها
ز شرح تیر بارانت مرا سوفار هر مژگان
به چشم اندر کند تاثیر زهرآلوده پیکانها
کس آن روز ار نکردت جان فدا اکنون سرت گردم
برون نه پا که جانها بر کف دستند قربانها
فکندی گوی سر تا در خم چوگان جانبازی
ز سیلیها چه سرها گوی سان غلتد به چوگانها
فتاد از جلوه تا رعنا سمندت خاست از هر سو
ز گلگون سرشک خیل ماتم گرد جولانها
دریغ آموختم تا نکتههای رزم جانبازی
ز جان بازان کویت باز پس ماندم به میدانها
به تاب از رشک آنانم که در خمخانه عهدت
ز خون پیمانهها خوردند و نشکستند پیمانها
تو یغما از کجا و باسگانش لاف همچشمی
ز سگ تا آدمی فرق است فرق ای من سگ آنها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و درد عمیق خود به خاطر عشقش سخن میگوید. او از اشکهایی که به خاطر معشوق میریزد صحبت میکند و به تشنگی و longing (آرزو و نیاز) خود اشاره میکند. او به قدرت و تاثیر اشکهایش و همچنین به خروشان بودن دجله (رودی در عراق) اشاره میکند که نمایانگر درد و اندوه او است.
شاعر به شخصیت و پاکی معشوق خود میاندیشد و نگران است که آیا پس از مرگ، کسی به یاد او خواهد بود یا نه. او همچنین به نبردها و زخمهای روحیاش میپردازد و عدم موفقیت خود در پیوستن به عاشقانهها را بیان میکند. در نهایت، او به خودشناسی و تفاوت بین انسانها و خصوصیتهای خود اشاره میکند و احساس حقارت خود را در مقابل عشق عمیقش نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چقدر زیباست که برای عشق تو، گریه و اشک من به قدری زیاد شده که دامن و گریبانها از آن پر آب شدهاند، مثل دجله که به خاطر عشق تو به این حال درآمده است.
هوش مصنوعی: ای خوابآلود! به پا خیز و از خواب بیدار شو، چرا که میخواهی ببینی در هر سمت و سو، جریانهایی از دجله را که مانند سیلاب از چشمان انسانها میریزد.
هوش مصنوعی: تو خود در جستجوی یک جرعه آب هستی، اما بارها از درد و رنج زندگی عبور کردهای و در دل طوفانهای خونین، اشکهای خود را ریختهای.
هوش مصنوعی: نمیارزد که وجود پاکی مانند تو در زیر خاک دفن شود. سر بلند کن و از آن خاک تیره بیرون بیا. مسیر تو برای جانها روشن و سرشار از زندگی است.
هوش مصنوعی: از توضیحات تیر محبت تو، اشکهایم با هر پلک به چشمانم تأثیر میگذارد، گویی که به خاطر زهر پیکانهاست.
هوش مصنوعی: اگر کسی در آن روز برای تو جان نداد، حالا من آمادهام تا سرم را در راه تو فدا کنم و این فقط به خاطر این نیست که جانها در دست ما هستند، بلکه قربانیان واقعی هستند که میخواهند جانشان را برای تو بدهند.
هوش مصنوعی: تو گوی را در میدان چوگان رها کردی و به یاد جانبازی، سرها به خاطر سیلیها و ضربهها همچون گوی در میدانها میغلتند.
هوش مصنوعی: منظور از این بیت این است که از زیبایی و جلوهای که وجود دارد، سمند زیبای تو با سرخی اشکها و غمها به اطراف میتازد و میدرخشد. بهعبارتی، زیبایی و شگفتی تو موجب ایجاد حالتی غمانگیز و در عین حال جذاب در اطراف شده است.
هوش مصنوعی: متأسفانه، هر چه تلاش کردم تا نکات و مهارتهای جنگ و نبرد را از جوانمردان دیار تو بیاموزم، اما در میدانها و عرصههای نبرد از آنها جا ماندم.
هوش مصنوعی: من به خاطر حسادت به آن کسانی که در خمخانه عهد تو از نوشیدنیهای سرخ بر پیمانهها میزنند و پیمانهایشان را نشکستهاند، دچار درد و رنج میشوم.
هوش مصنوعی: تو از کجا آمدهای و با چه کسانی همنشین هستی، اگر بخواهی با ما (انسانها) رقابت کنی باید بدانی که ما با سگها تفاوت داریم. من سگ آنها هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حکیمان را چه میگویند چرخ پیر و دورانها
به سیر اندر ز حکمت بر زبان مهر و آبانها
خزان گوید به سرماها همین دستان دی و بهمن
که گویدشان همی بیشک به گرماها حزیرانها
به قول چرخ گردان بر زبان باد نوروزی
[...]
اگر نه مدِّ بسمالله بودی تاجِ عنوانها
نگشتی تا قیامت نو خط شیرازه دیوانها
نه تنها کعبه صحراییست دارد کعبهٔ دل هم
به گرد خویشتن از وسعت مشرب بیابانها
به فکر نیستی هرگز نمیافتند مغروران
[...]
به تنگ آمد دل، از خودسازی این باغ و بستانها
دگر دست من است و، دامن پاک بیابانها
ز دست درد مجنونمشربان را در بیابانها
به دامن میرسد مانند گل چاک گریبانها
مبادا خار خواهش دامن دل را به چنگ آرد
در این گلشن به رنگ غنچه جمع آرید دامانها
چرا شیرین نباشد گفتگوی شکرین لعلی
[...]
زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانها
چو صبح آوارهٔ چاک تمنایت گریبانها
ز محفل رفتگان در خاک هم دارند سامانها
مشو غافل ز موسیقار خاموشی نیستانها
ز چشمم چون نگه بگذشتی و از زخم محرومی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.