صلوه این نیست ای مرد مصلی!
که گاهی خم شوی گاهی شوی راست
نمازت را حضور قلب باید
نماز بی حضور قلب بیجاست
تو خود گویی ستون دین نماز است
عمارت بی ستون سست است و بی پاست
به ظاهر گرچه مشغول نمازی
ولیکن باطن قلبت دگر جاست
تنت فعلش قیام است و قعود است
دلت گاهی به یثرب، گه به بطحاست
تو خود مشغول افعال نمازی
دلت در فکر کار و بار دنیاست
زبان مشغول ذکر حمد و سوره است
دلت سیاره کوه و دشت و صحرا است
تو قلب خود نمی بینی ولیکن
خدا از باطن قلب تو آگاست
ستادستی به پیش کردگاری
که او بینندهٔ پنهان و پیداست
تو با بیچون خدایی روبرویی
که از هر عیبی و نقصی مبراست
خداوندی که علام الغیوب است
اگرچه بی نیاز از طاعت ماست
ولیکن بندگی کردن نه این است
طریق طاعت یزدان نه این هاست
دل خود با خدا مشغول می دار
که او در کارها دانا و بیناست
تو را داده است ایزد مال و دولت
دلت آسوده و عیشت مهیاست
به هر روزی تو را روزی رسان است
رساند روزی ات را بی کم و کاست
چنین روزی رسان مهربان را
خلاف بندگی کردن نه زیباست
به کار آخرت ثابت قدم باش
تو را کاسباب دنیایی مهیاست
برای آخرت بردار توشه
که دنیایت همین امروز و فرداست
اگر فضل خداوندی نباشد
جهنم، جاودانی منزل ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان اهمیت حضور قلب در نماز و عبادت میپردازد. شاعر میگوید که صرف انجام حرکات ظاهری نماز کافی نیست و باید دل انسان در حال نماز با خداوند باشد. او تأکید میکند که نماز بدون حضور قلب ارزشی ندارد و دل باید از مشغلههای دنیایی دور شود. خداوند از باطن دل انسان باخبر است و بندگی واقعی این است که دل را به خداوند مشغول کنیم. در نهایت، شاعر به اهمیت آمادگی برای آخرت اشاره میکند و بیان میدارد که دنیا گذراست و برگزاری عبادات و مقدمات برای زندگی پس از مرگ ضروری است.
هوش مصنوعی: این درست نیست که بخواهی با گاه خم شدن و گاه راست ایستادن، نماز را به جا آوری. معنای عمیقتری در این جمله نهفته است که بر توجه و ثبات در انجام کارها تأکید دارد.
هوش مصنوعی: نمازت باید با توجه و تمرکز قلبی برگزار شود؛ زیرا نماز بدون این حالت، ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: تو میگویی که نماز اساس دین است و بدون آن، دین مثل بنایی است که ستونهایش را ندارد و بیثبات و ناقص خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگرچه ظاهراً در حال نماز و عبادت هستی، اما در حقیقت قلبت در جای دیگری مشغول است.
هوش مصنوعی: بدن تو در حالتهای ایستاده و نشسته مشغول عمل است، اما دل تو گاهی به مدینه (یثرب) و گاهی به دشت مکه (بطحا) میاندیشد.
هوش مصنوعی: تو مشغول انجام عبادت و نماز هستی، اما قلبت درگیر مسائل و دغدغههای دنیوی است.
هوش مصنوعی: زبان در حال تقدیس و ستایش خداوند است، اما درون دل تو از عالم کوهها و دشتها و بیابانها پر است.
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی آنچه در دل خود هست را به راحتی ببینی، اما خداوند از آنچه در دل تو میگذرد کاملاً مطلع است.
هوش مصنوعی: دستی به سوی کاری گذاشت که آن کار، هم در خفا و هم در روشنایی، توسط ناظری دیده میشود.
هوش مصنوعی: تو با خداوندی مواجه هستی که هیچ نقص و عیبی ندارد و کاملاً بینیاز است.
هوش مصنوعی: خداوندی که خبر از همه چیز دارد، هرچند به عبادت و اطاعت ما نیازی ندارد.
هوش مصنوعی: اما بندگی واقعی این نیست که تنها به ظواهر و اعمال بپردازیم؛ طریقی که باید در پیش گرفت، فراتر از اینهاست و در خدمت به خداوند، عمق بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: دل خود را به یاد خدا مشغول کن، زیرا او به همه امور آگاه و بصیر است.
هوش مصنوعی: خداوند به تو ثروت و کامیابی عطا کرده است، بنابراین دل تو آرام است و زندگیات پر از لذت و خوشی است.
هوش مصنوعی: هر روز برای تو روزیای فراهم میآید که بدون نقص و کم و کاستی به تو میرسد.
هوش مصنوعی: در چنین روزی، نافرمانی از کسی که به ما لطف میکند، کار شایستهای نیست.
هوش مصنوعی: در امور آخرت ثابت و محکم قدم بردار، چرا که وسایل و امکانات دنیایی برای تو فراهم است.
هوش مصنوعی: برای زندگی پس از مرگ، خودت آماده شو و اشیاء ضروری را جمعآوری کن؛ زیرا زندگی دنیایی تو فقط به امروز و فردا محدود است.
هوش مصنوعی: اگر رحمت و لطف خداوند نباشد، جهنم برای ما مکانی دائمی خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به وصفش چند گفتن هم نه زیباست
که چندی را مقادیرست و احصاست
خداوندی که تاج دین و دنیاست
بهدولت دین و دنیا را بیاراست
از آن تاجی است در دنیا و در دین
که انعلا مرکب او تاج جوزاست
دلیل دولتش چون روز روشن
[...]
قدر میخواست تا کار دو عالم
به یکبار از پی سلطان کند راست
چو او اندیشهٔ برخاستن کرد
قضا گفتا تو بنشین خواجه برخاست
خداوندا کمینه چاکر تو
کت اندر بندگی یکروی و یکتاست
ز خدمت یکدو روز اردورماندست
مگو سرگشته نا پای برجاست
بخاک پای تو کان نیست تقصیر
[...]
بیا بنشین که دلها بی تو برخاست
دمی با ما دل سنگین بکن راست
من اندیشم که جان بر تو فشانم
مشو از جای، کین اندیشه برجاست
ز تو جورست با ما و غمی نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.