هیچ در ملک جهان چون او پریرخسار نیست
اهرمن را بهتر از گیسوی او زنار نیست!
هر زمان چون شمع اندر خانه دل بینمش
سد راه آن پری هرگز در و دیوار نیست!
عرض حاجاتت حجاب عکس مطلب میشود
جز نفس آیینه دل را دگر زنگار نیست!
کیست باشد در شب هجران انیس و همدمش؟!
جز خیال لیلی در مجنون دگر غمخوار نیست!
در بیابان غمش از سر قدم باید تو را
این ره عشق است چون راه دگر هموار نیست!
ای صبا آهستهتر بگذر به آیین ادب
در حریم حرمت او هیچ کس را بار نیست!
میکنی طغرل کنون پرواز در اوج سخن
هیچ کس امروز مانند تو در اشعار نیست!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و بینظیری معشوق خود میپردازد. او میگوید که هیچ کس به اندازه این معشوق در جهان زیبا نیست و حتی اهریمن نیز نمیتواند با زیبایی او رقابت کند. شاعر در دلش شمعی روشن دارد که حضور معشوق را احساس میکند و هیچ مانعی بر سر راه عشقش نمیبیند. همچنین، او تنها در غم هجران معشوقش، خیال لیلی را به یاد میآورد. شاعر بیان میکند که عشق به او راهی دشوار است و در این راه تنها میتواند به خاطر آن معشوق ادامه دهد. در نهایت، از زیبایی شعر خود و توانایی خود در سرودن نیز سخن میگوید و به دیگران توصیه میکند که در حرمت این معشوق، با ادب رفتار کنند.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا به زیبایی او نیست و برای شیطان هم بهتر از گیسوی او زینتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر بار که در دل خود شعله محبت را میبینم، میفهمم که هیچ مانعی برای رسیدن به آن فرشته زیبا وجود ندارد؛ فقط نور عشق من است که میدرخشد و موانع را از بین میبرد.
هوش مصنوعی: خواستنهایت به گونهای میشود که برعکس آن چیزی که میخواهی، جلوه میکند؛ فقط خودت میدانی که در دل هیچ چیز دیگری جز صفایی خالی نیست.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، چه کسی است که بتواند همراه و همدم باشد؟ جز خیال لیلی که در دل مجنون است، هیچ دلدار دیگری وجود ندارد!
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق، باید با غم و سختیهای راه بیابانی آن رو به رو شوی، زیرا این مسیر عشق با سایر مسیرها تفاوت دارد و هموار نیست.
هوش مصنوعی: ای باد ملایم، آرامتر بگذر و با احترام به حرمت او، در این مکان مقدس هیچ کس را دستکم نگیر!
هوش مصنوعی: در حال حاضر، هیچ کسی در عرصه شعر بهخوبی و بلندی تو پرواز نمیکند و همانند تو نمیتواند خلاقیت و زیبایی را در کلام به نمایش بگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندرین گیتی به فضل و رادی او را یار نیست
جز کریمی و عطا بخشیدن او را کار نیست
تیز بازاری همی بینم سخا را نزد او
اینت بازاری که در گیتی چنین بازار نیست
از پی نام بلند و از پی جاه عریض
[...]
جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیست
زانکه دانا را سوی نادان بسی مقدار نیست
بد به سوی بد گراید نیک با نیک آرمد
این مر آن را جفت نی و آن مر این را یار نیست
مرد دانا بدرشید و چرخ نادان بد کنش
[...]
روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
کار عاشق جز تماشای و صال یار نیست
از سر کویش اگر سوی بهشتم می برند
پای ننهم که در آنجا وعدهٔ دیدار نیست
روز کوشیدن چو تیغت شیر جان او بار نیست
روز بخشیدن چو کفت ابر گوهر بار نیست
نابریده تیغ تو روز وغا پولاد نیست
نابسوده کف تو روز عطا دینار نیست
در خور گفتار هرکس مر ترا گفتار نیست
[...]
ذوالجلال است آن که در وصف جلالش بار نیست
هرچه خواهد آن کند کاری برو دشوار نیست
ملک او را ابتدا و انتها و عزل نیست
ذات او را آفت و کیفیت و مقدار نیست
آن خداوندی که هست او بینیاز از بندگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.