گنجور

 
طغرل احراری

تیری که از کمان نگاه تو جسته است

چون ناوک فراق دل ما شکسته است

صیاد تیرافکن و آهوست چشم تو

این طرفه آهویی که با مردم نشسته است!

کس نیست در جهان که نباشد اسیر تو

یک دل ز بند حلقه زلفت نرسته است!

تا کرده‌ایم یاد کمان دو ابرویت

پیکان غم به سینه ما دسته‌دسته است

خالی است بر لب تو او یا زاغ در چمن

یا هندویی که بر لب کوثر نشسته است؟!

در محفلی که ساز بم و زیر وصل توست

صوت «فراق » ناخن مطرب شکسته است!

مد نگه به سایه مژگان انتظار

چون عنکبوت خانه‌ام از موی بسته است

نبود سواد خط عذارش برات ما

دود و غبار آتشین دل‌های خسته است!

طغرل غلام مصرع زیبای بیدلم

آسودگی ز کشور ما بار بسته است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بیدل دهلوی

از قطره تا محیط تسلی سراغ نیست

آسودگی زکشورما باربسته است

طغرل احراری

همین شعر » بیت ۹

طغرل غلام مصرع زیبای بیدلم

آسودگی ز کشور ما بار بسته است

خواجوی کرمانی

شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است

خطّ تو آن نبات که از قند رسته است

آن هندوی سیه که تواش بند کرده ئی

بسیار قلب صف شکنان کو شکسته است

گر زانگ روی و موی تو آشوب عالمست

[...]

عرفی

دنیا طویله ایست پر از جنس چارپای

کابادی و خرابی آن جسته جسته است

آبادیش عمارت بر باد رفته ای

ویرانیش عماری درهم شکسته است

از عرعر خران وی اسبان رمیده اند

[...]

کلیم

از من غبار بسکه بدلها نشسته است

بر روی عکس من در آئینه بسته است

اندیشه ای زتیر و کمان شکسته نیست

زآهم نترسد آنکه دلم را شکسته است

خوار است آنکه تا همه جا همرهی کند

[...]

واعظ قزوینی

طرف از شکستگان جهان کس نبسته است

دشمن درست کرده که ما را شکسته است

جز دل که بسته اند بر آن قوم مرده دل

دیگر به زندگانی دنیا چه بسته است؟

پیداست ساحل عدم اینک، ولی چه سود؟

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه