گنجور

 
طغرل احراری

هرکه آمد به سوی خانه ما

خواند شه‌بیت آستانه ما

ساز عشاق ما نوای تو شد

این بود تا ابد ترانه ما!

بس که مجنون وادی عشقیم

گشت عالم پر از فسانه ما

جز پریشانی کس نمی‌فهمد

یک سر مو زبان شانه ما

پر عنقا نشان هستی ماست

کی رسد تیر بر نشانه ما؟!

شاهبازیم ما به صید سخن

اوج معنی است آشیانه ما!

شهد مضمون گرفت راه نفس

تا که خاموشی بهانه ما

از عدم آمدیم تا به وجود

همچو ما نیست در زمانه ما!

بحر عشقیم و قلزم معنی

نیست پیدا ولی کرانه ما!

بس که دهقان مزرع عملیم

دل دمد لیک جای دانه ما

طغرلم محو مصرع بیدل

جبهه سوز است آستانه ما!

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بیدل دهلوی

نیست جزشعله خاک معبد عشق

جبهه سوز است آستانهٔ ما

طغرل احراری

همین شعر » بیت ۱۱

طغرلم محو مصرع بیدل

جبهه سوز است آستانه ما!

سنایی

ای دریغا که در زمانهٔ ما

هزل آید به کارخانهٔ ما

شاه نعمت‌الله ولی

بود شهباز آشیانهٔ ما

محو در بحر بیکرانهٔ ما

نظیری نیشابوری

نیست زین مزرع آب و دانه ما

ملکوتست آشیانه ما

کبک کهسار و بلبل گلزار

گوش دارند بر ترانه ما

هر طرف صورت تازه ای بندند

[...]

واعظ قزوینی

تنگ از بسکه شد زمانه ما

مردمی خاست از میانه ما

چون نشینم بزیر چرخ که هست

حلقه مار آشیانه ما

راحت از ما ز بس گریزان است

[...]

بیدل دهلوی

غنچه‌سان بی‌در است خانهٔ ما

بیضه گل کرده آشیانهٔ ما

همچو شبنم‌درین چمن محو است

به نم چشم آب و دانهٔ ما

بال بربال شهرت عنقاست

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه