هرکه آمد به سوی خانه ما
خواند شهبیت آستانه ما
ساز عشاق ما نوای تو شد
این بود تا ابد ترانه ما!
بس که مجنون وادی عشقیم
گشت عالم پر از فسانه ما
جز پریشانی کس نمیفهمد
یک سر مو زبان شانه ما
پر عنقا نشان هستی ماست
کی رسد تیر بر نشانه ما؟!
شاهبازیم ما به صید سخن
اوج معنی است آشیانه ما!
شهد مضمون گرفت راه نفس
تا که خاموشی بهانه ما
از عدم آمدیم تا به وجود
همچو ما نیست در زمانه ما!
بحر عشقیم و قلزم معنی
نیست پیدا ولی کرانه ما!
بس که دهقان مزرع عملیم
دل دمد لیک جای دانه ما
طغرلم محو مصرع بیدل
جبهه سوز است آستانه ما!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و عاشقی و ارتباط انسان با الهیات اشاره دارد. شاعر از ورود عاشقان به خانهاش و آهنگ عشق سخن میگوید. او خود را مجنون عشق میداند و میگوید که دنیا پر از داستانهای عاشقانهای است که او را در بر گرفتهاند. در این میان، بیان میکند که هیچکس جز او دردی و پریشانیشان را نمیفهمد و نشاندهندهٔ جایگاه خاص او در عالم وجود است. شاعر، عشق را دریایی بیکران و خود را زراعی در عمل میداند. در نهایت، او به طغری و بیان زیبا و مرتبط با عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خانه ما میآید، در نزدیکی درِ ورودی ما، نام پرچم و مقام ما را به زبان میآورد.
هوش مصنوعی: ساز عاشقان ما صدای تو شده است و این همیشه melodi ما خواهد بود!
هوش مصنوعی: ما به قدری دیوانهٔ عشق هستیم که جهانی پر از داستانها و روایتها دربارهٔ ما شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: هیچکس جز خود ما نمیتواند درک کند که یک تار موی ما چه درد و اضطرابی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هستی ما مانند نشان پرندهای افسانهای است و هیچکس نمیتواند به آسانی به هدف ما برسد.
هوش مصنوعی: ما پرندگان بزرگی هستیم که در جستجوی کلام و معانی عمیق پرواز میکنیم و مکان ما در بلندیهای این معانی قرار دارد!
هوش مصنوعی: نفس شیرین و دلنشین معنای خود را پیدا کرد تا خاموشی بهانهای برای ما شود.
هوش مصنوعی: ما از ناکجا به وجود آمدهایم و هیچکس در این دنیا مانند ما نیست.
هوش مصنوعی: ما در عشق مانند دریا هستیم و عمق معانی ما نامشخص است، اما ما ساحلی داریم که قابل مشاهده است!
هوش مصنوعی: کشاورز زیادی در مزرعه کار میکند و دلش میخواهد که محصول خوبی برداشت کند، اما جایی برای دانههایی که کاشته شدهاست وجود ندارد.
هوش مصنوعی: طغرل از زیبایی و دلربایی شعر بیدل به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است و این اثر به قدری برایش جذاب است که او را به وجد میآورد. به نوعی، این جمله نشاندهندهی عشق و وابستگی عمیق طغرل به آثاری است که احساسات عمیق را برمیانگیزند و روح او را میسوزانند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیست جزشعله خاک معبد عشق
جبهه سوز است آستانهٔ ما
همین شعر » بیت ۱۱
طغرلم محو مصرع بیدل
جبهه سوز است آستانه ما!
ای دریغا که در زمانهٔ ما
هزل آید به کارخانهٔ ما
بود شهباز آشیانهٔ ما
محو در بحر بیکرانهٔ ما
نیست زین مزرع آب و دانه ما
ملکوتست آشیانه ما
کبک کهسار و بلبل گلزار
گوش دارند بر ترانه ما
هر طرف صورت تازه ای بندند
[...]
تنگ از بسکه شد زمانه ما
مردمی خاست از میانه ما
چون نشینم بزیر چرخ که هست
حلقه مار آشیانه ما
راحت از ما ز بس گریزان است
[...]
غنچهسان بیدر است خانهٔ ما
بیضه گل کرده آشیانهٔ ما
همچو شبنمدرین چمن محو است
به نم چشم آب و دانهٔ ما
بال بربال شهرت عنقاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.