گنجور

 
طغرل احراری

قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما

نغمه‌ای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما

خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار

بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما

ساز بی‌آهنگ ما مطبوع طبع کس نشد

هرچه می‌آید ز ما بر خود ستم داریم ما!

هستی ما نیست اینجا غیر سامان عرق

کز نگین خویش جای نای نم داریم ما

گر به ما از جام قسمت باده عشرت نشد

شهد راحت از نصیب زهر غم داریم ما

نیست کرداری که از ما دستگیر ما شود

دست امیدی به دامان کرم داریم ما

از وجود ما که امکان ننگ دارد دم به دم

هستی آغاز و انجام عدم داریم ما!

گر همین باشد سلوک شیوه اخوان دهر

کی امید از لطف خال و مهر عم داریم ما؟!

سر نزد با نام ما یک اختر از برج شرف

طالعی ز اقبال خود بسیار کم داریم ما!

زهر غم در کام ما هرگز نباشد کارگر

در مذاق خویش تریاکی ز سم داریم ما

مدعای کام ما حاصل نشد از هیچ کس

همچو مجنون عاقبت از خلق رم داریم ما

محمل ما می‌رود طغرل به آهنگ نفس

تا درین وادی ز شوق او قدم داریم ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بیدل دهلوی

نام خود را تا به رسوایی علم داریم ما

از ملامت‌کی به دل یک ذره غم داریم ما

از قناعت بود ما را دستگاه همتی

چون هما در ظل بال خودکرم داریم ما

بر امید آنکه یابیم از دهان او نشان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
قصاب کاشانی

کی ز جور دهر کم فرصت الم داریم ما

چون تو را داریم از دشمن چه غم داریم ما

ما اسیران با گرفتاری ز بس خو کرده‌ایم

هر کجا در خاک دامی نیست رم داریم ما

کم مبادا از سر ما نقش داغ و مد آه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه