تا به رخسار چو ماه او نظر داریم ما
یک جهان آیینه از جوهر به بر داریم ما!
غنچه لعل لبش را حاجت تفصیل نیست
نسخهای از دفتر او مختصر داریم ما!
ای نصیحتگو مگو هرگز مرا درس ادب!
جز سلوک عشق دیگر کی هنر داریم ما؟!
اشک خونین از فراقش گرچه طوفان میکند
چشم میپوشم زین دریا گذر داریم ما
هیچ کس بیعرض اظهار کمال خویش نیست
لالهسان از داغ عشق او اثر داریم ما!
بس بود پیراهن ما کسوت خاک درش
جامهای هردم ز عریانی به بر داریم ما
هرچه جز رویش بود منظور عاشق گو مباش
عالمی را غیر او کی در نظر داریم ما؟!
نیست غیر از شام نومیدی به عرض مدعا
در نفس کافور گویا چون سحر داریم ما!
بعد ازین چون ما نروید هیچ در باغ سخن
نخل اشعاریم و از معنی ثمر داریم ما!
آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است
حسرت دیدار و سامان سفر داریم ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و درد فراق میپردازد. شاعر میگوید که همواره به زیبایی معشوق نظر دارد و برای عشق او، همه چیز را فدای او کرده است. او به عمق احساسات خود اشاره میکند و میگوید که در غیاب معشوق، دچار آشفتگی و اندوه است. شاعر بر این باور است که زندگیاش تنها در عشق به معشوق معنا مییابد و هیچکس نمیتواند احساسات واقعی او را درک کند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که هیچ چیز در دنیا برایش مهمتر از دیدن روی معشوق نیست و حسرت دیدار او، رنجی بیپایان است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که او و اشعارش تنها یادگار عشقش به معشوق هستند.
هوش مصنوعی: ما به زیبایی و چهرهٔ مانند ماه او نگاه میکنیم و به همین خاطر، یک جهان از جلوهٔ زیبایی و نورانی بودن را در دل داریم.
هوش مصنوعی: غنچهی سرخ لبش نیازی به توصیف ندارد، چون ما خلاصهای از نوشتههای او را در اختیار داریم.
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، از دادن درس ادب به من خودداری کن! غیر از راه عشق، ما چه هنری داریم؟
هوش مصنوعی: اگرچه از دوری او اشکهای خونینی میچکد و چشمانم پر از طوفان است، اما من از این دریا چشم میپوشم و به راه خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بدون شایستگی و لیاقت خود، به نمایش خوب بودن و زیبایی خود بپردازد. ما نیز مانند گل لاله، که از عشق داغ و سوزان نامحبوبی میرسد، نشانههایی از عشق را در خود داریم.
هوش مصنوعی: تا به حال پیراهن ما تنها پوشش خاکی بوده است، هر لحظه از عریانی، لباسی بر تن خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که غیر از او باشد، نظر عاشق نباید به آن معطوف شود. آیا ما جز او، به چیزی دیگر در این دنیا توجه داریم؟
هوش مصنوعی: تنها چیزی که میتواند خواسته ما را بیان کند، شب ناامیدی است. در حقیقت، ما همچون بوی کافور در سحر، چیزی داریم که قابل بیان است.
هوش مصنوعی: از این پس، وقتی که ما در باغ سخن قدم نمیزنیم، مانند نخلهایی خواهیم بود که میوهای ندارند، اما به خاطر معنا و مفهوم، باز هم ثمر داریم و بارور هستیم.
هوش مصنوعی: حسرتی داریم بر دیدار و ترتیب سفر، که در این زمینه، بیدل به زیبایی سخن گفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
دامن آیینه امشب برکمر داریم ما
همین شعر » بیت ۱۰
آفرین بر مصرع بیدل که طغرل گفته است
حسرت دیدار و سامان سفر داریم ما
از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
چون مه کنعان عزیزی در سفر داریم ما
بسکه از ساز ضعیفیها خبر داریم ما
چنگ میگردیم اگر یک ناله برداریم ما
عاشقان را صندل آسودگی دردسرست
تا به سر، دردی نباشد، دردسر داریم ما
ازکمال ما ممیپرسیکه چون آه حباب
[...]
از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما
بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم
گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!
رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.