آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
تشویش پای آبله از نیشتر مپرس!
از مهر سوی ذره توانی تو راه برد
گر خوی یار دیدهای وضع شرر مپرس!
در عصر و شام طره او خفتنت قضاست
کردی اداء ولی ز قضا این قدر مپرس!
عشاق را به راه محبت دلیل نیست
ای بیخبر ز عشق تو از ما خبر مپرس!
فرق است در میان من و دل هزار سنگ
دل میرود ز خویش مرا از سفر مپرس!
روشن ز شب حکایت خورشید کی شود؟!
خفاش را که دیدی حدیث سحر مپرس!
زنهار از اشارت شمشیر ابرویش
از سرگذشت ما و تو دیگر سپر مپرس!
اکسیر رتبه تو به قدر عیار توست
ای داغ کیمیا تو ز مس قدر زر مپرس!
شهد است درس معرفت سوی انگبین
حرفی شنیدی از لبش از نیشکر مپرس!
طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را
تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: آهنگ «کوهسار» به بررسی مسائل عشق و پارادوکسهای آن میپردازد. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که از سوالات زیادی درباره عشق و وضعیت خود بپرهیزد، زیرا پاسخها همیشه روشن نیستند. او تأکید میکند که عشق واقعی پیچیده است و عشقورزان نمیتوانند به سادگی از تجربههای خود پی ببرند. همچنین، سخن از تشابه و تفاوت میان دل و احساسات میکند و نشان میدهد که درک عمیق نیاز به جستجو و تجربه دارد. به طور کلی، این شعر به تلاشهای عاشقانه و زیباییهای پنهان عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: نغمهی زیبای کوهستان تو را از کسی که ناشنواست نپرس، و نگرانیهای مربوط به درد پایی که دچار آبله شده را از کسی که نمیفهمد نپرس!
هوش مصنوعی: اگر از مهر و محبت به سوی نور و روشنی میخواهی قدم برداری، پس اگر چهره دوست را دیدهای، هیچگاه درباره چگونگی آتش و فتنه سوال نکن!
هوش مصنوعی: در عصر و شام، موهای او خواب تو را به قضا سپرده است. تو ادعای عشقی میکنی، اما درباره سرنوشت این عشق بیش از این سؤال نکن!
هوش مصنوعی: عاشقان برای پیروی از عشق نیازی به دلیل و برهان ندارند. ای کسی که از عشق ما بیخبر هستی، از ما اطلاعاتی نخواه.
هوش مصنوعی: بین من و دلم تفاوت زیادی وجود دارد. دل سنگی و بیاحساس میشود، در حالی که من از خودم دور شدهام. نپرس از من که چرا این سفر را آغاز کردهام!
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کسی از تاریکی شب، داستان روشنایی خورشید را بفهمد؟ هرگز این انتظار را از خفاش نداشته باش، چرا که او هیچگاه نمیتواند درباره زیبایی صبح و سحر بگوید!
هوش مصنوعی: مراقب باش که با نگاه معنادار ابروی او، سرنوشت من و تو را به خطر میاندازد. دیگر از من مقام و وضعیتام را نپرس!
هوش مصنوعی: ارزش و مقام تو به اندازه توانایی و لیاقت توست، ای کسی که نشان خاصی از خود داری. از مس، نباید از ارزش طلا سوال کنی، چرا که ارزش واقعی به خود ماده و عیار آن بستگی دارد.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که دانش و آگاهی مانند عسل شیرین و پرارزش است. اگر چیزی از گوشهچشمی به لبهای کسی یاد گرفتی، به سراغ جزئیات ناچیز نرو و از شکر که یکی از مواد اولیه عسل است سؤال نکن. در واقع، به جستجوی عالمانه و عمیقتری بر روی موضوعات بپرداز و به ظاهر یا جزئیات دقت نکن.
هوش مصنوعی: با توجه به آنچه در خواب دیدهای، دیگر نیازی نیست که دربارهاش سوال کنی. تو با چشم خود، حقیقت را میکنی و دیگر به دنبال تفسیری نرو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هستی فسانه است کجا هجر و کو وصال
تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس
همین شعر » بیت ۱۰
طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را
تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس!
پر تیرهروزم از من بی پا و سر مپرس
خاکم به باد تا ندهی از سحر مپرس
در دل برون دل چو نفس بال میزنم
آوارگی گل وطن است از سفر مپرس
صبح آن زمان که عرض نفس داد شبنم است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.