ای خرام ناز تو چون جلوه طاووس نر
طائر نظاره را اندر هوایت بال و پر
گرچه شد محو از سرشکم نسخههای غم ولی
گشته بر لوح دلم خط تو نقش کالحجر
جز به فرمان تو نبود رنگ نافرمانیم
بشکفد گر از لب دریای اشکم نیلوفر
در کتاب غم ورق گردانی ایام نیست
کی رسد در خاطر مجنون غم شام و سحر؟!
عاشق آن باشد که هرسو دیده خود وا کند
صورت یارش بود چون مردمک مد نظر
نیست در جوش تلاطم ناخدا غیر از خدا
کشتی ما گر فتد صدبار در موج خطر
از عرق تمهید گوهر کردهام تا کردهام
آرزوی مهر او از شبنم این چشم تر
در پی شهد وصالش ز هر هجران توأم است
انگبینش بس که جای نوش دارد نیشتر
بس که دارد گوش او با ناله من الفتی
هر قدر کم باشد افغانم جفایش بیشتر
نیست از باغ تمنا حاصلی سامان من
عاقبت نخل مرادم داد نومیدی ثمر
فهم کن از شرح تمکین بس که درس خاموشی
معنیای دارد که هرگز نشنود جز گوش کر
بید مجنون کی شود از تربیت چون نارون؟!
طبع موزون نیست اصلا با کس از ارث پدر
حبذا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
در گریبان تأمل قطرهها دارد گهر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل از عشق و دلتنگی سخن میگوید و شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او زیبایی معشوق را به طاووس تشبیه کرده و نشان میدهد که عشق، تمام وجودش را فراگرفته است. شاعر میگوید هرچند غمها او را محو کردهاند، اما عشق معشوق در دلش حک شده است. او به این نکته اشاره میکند که هیچ نیرویی جز عشق معشوق نمیتواند بر او تأثیر بگذارد. همچنین، او از ادامهٔ عشق حتی در سختیها و خطرات سخن میگوید و میگوید که عشق واقعی مستلزم فداکاری و تحمل درد است. در نهایت، شاعر از ناشنوایی برخی از انسانها در درک عشق و احساسات عمیق سخن میگوید و به ناتوانی در بیان عشق و تمنای خود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ای زیبا، حرکت نازانت همچون زیبایی طاووس نر است که در برابر دیدگان دیگران جلوهگری میکند. در هوای تو، پر و بالی برای پرواز به همراه دارم.
هوش مصنوعی: اگرچه اشکهای من غمها را پاک کرده، اما تصویر تو مانند نوشتهای بر سنگ، در دل من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: تنها با اراده تو است که من رنگ نافرمانی به خود میگیرم، اگر گریهام به وسعت دریا باشد، مانند گل نیلوفر شکوفا خواهد شد.
هوش مصنوعی: در زندگی همیشه لحظات ناخوشایند وجود دارد و نمیتوان انتظار داشت که این غمها به خاطر بیایند و از یاد بروند. این حس غم و اندوه همواره همراه مجنون است، چه در شب و چه در صبح.
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که در هر مکان و زمانی چشمانش را به روی معشوقش باز کند و او را در نظر آورد، به گونهای که محبوبش برایش در کانون توجه و نگاهش قرار گیرد.
هوش مصنوعی: ناخدای کشتی ما تنها خداست و اگر کشتی در میان امواج خطر بارها هم غرق شود، فقط اوست که ما را نجات میدهد.
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به محبت او، از عرق و تلاش خود گوهری ساختهام و اشکهایی که در چشمانم ریخته، همچون شبنم است.
هوش مصنوعی: من همواره در جستجوی طعم شیرین وصال او هستم و هر بیخبر از او، برایم تلخ و دردآور است؛ تا جایی که تلخی این جدایی به شیرینی رسیدن به او نمیچربد.
هوش مصنوعی: گوش او چنان به صدای ناله و گریه من عادت کرده که هرچقدر کم درد و رنج بکشم، باز هم آسیب و سختیام بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: از باغ آرزوهایم هیچ دستاوردی ندارم، در نهایت درخت آرزوهایم فقط میوه ناامیدی به بار آورده است.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که درک واقعی و عمیق برخی مفاهیم و دروس به آسانی صورت نمیگیرد و نیاز به بصیرت خاصی دارد. تنها افرادی که دارای درک و حساسیت بالایی هستند میتوانند به آن پی ببرند، در حالی که دیگران که از درک این معانی محرومند، نمیتوانند به آن دست یابند.
هوش مصنوعی: بید مجنون هرگز با تربیت به اندازه نارون رشد نمیکند. طبیعت موزون و هماهنگ کسی نمیتواند با ارثی که از پدر به او رسیده، نسبت برقرار کند.
هوش مصنوعی: عالی است که در مصرع بیدل، طغرل به موضوعی عمیق اشاره کرده است که در آن، در دل خود، به تأمل در قطرهها و ارزشهای نهفته در آنها پرداخته شده است. این نشاندهندهٔ اهمیت تفکر و عمق وجود در گفتهها و تجربیات ساده زندگی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
محو شوقم ، تهمتآلود فسردن نیستم
در گریبان تأمل قطرهها دارد گهر
همین شعر » بیت ۱۳
حبذا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
در گریبان تأمل قطرهها دارد گهر
عارضش را جامه پوشیدست نیکویی و فر
جامهای کش ابره از مشکت وز آتش آستر
طرفه باشد مشک پیوسته به آتش ماه و سال
و آتشی کو مشک را هرگز نسوزد طرفهتر
چون تواند دل برون آمد ز بند حلقههاش
[...]
بر گرفت از روی دریا ابر فروردین سفر
ز آسمان بر بوستان بارید مروارید تر
گه بروی بوستان اندر کشد پیروزه لوح
گه به روی آسمان اندر کشد سیمین سپر
هر زمانی بوستان را خلعتی پوشد جدا
[...]
اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
نیست سوی مرد دانا در دو عالم جز بشر
اصل شر است این حشر کز بوالبشر زاد و فساد
جز فساد و شر هرگز کی بود کار حشر؟
خیر و شر آن جهان از بهر او شد ساخته
[...]
ابر سیمابی اگر سیماب ریزد بر کمر
دود سیماب از کمر ناگاه بنماید اثر
ور ز سرما آبدان قارورۀ شامی شدست
باز بگدازد همی قاروره را قاروره گر
ور سیاه و خشک شد بادام تر ، بیباک نیست
[...]
مابَقی فی النّاسِ حُرٌّ
لاٰوَلاٰفی الْجِنّ حُرٌّ
قَدْمَضیٰحُرُّ الْفَریَقیْنِ
فُحُلْو اُلْعَیْشِ مُرٌّ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.