بس که شهد مدعا حال نشد کام مرا
کردهاند از سنگ نومیدی مگر جام مرا؟!
غرق موج شبنم خجلت شود رخسار او
هرکه جوید چون نگین گر از جهان نام مرا
آنقدر تمهید سامان جنون دارد دلم
نیست جز خشکی تقاضا طبع بادام مرا!
در دل عاشق نباشد رتبه پست و بلند
فرق چون آیینه از در کی بود بام مرا؟!
چند پاشیدم سرشک دانه تخم عمل
کاش افتد صید مطلب حلقه دام مرا!
ساز قانون مروت کن به مضراب کرم
از صبا گر بشنوی آهنگ پیغام مرا!
فرصت تمهید هستی نیست در باغ جهان
چون شرر یکسان شمر آغاز و انجام مرا
سرخط درس کمال دیگرت در کار نیست
سبحه کن اندر سلوک عشق هر گام مرا!
طغرل از تمکین دل سامان راحت داشتم
بیقراری برد آخر ذوق آرام مرا!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر در مورد عشق و ناامیدی پرداخته است. شاعر از درد و رنجی که از نبود محبوبش میکشد صحبت میکند و میگوید که تلاشها و دعاهایش نتیجهای نداشته و به حالتی از یأس رسیده است. او عشق را به گوهری باارزش تشبیه میکند که در جستجوی آن است، اما در نهایت احساس میکند که هیچ چیز به او نمیرسد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که در دل عاشق، هیچ رتبهای از پستی و بلندی وجود ندارد و همه چیز برابر است. او به دنبال فرصتی برای تحقق آرزوهایش است، اما میبیند که زمان در جهان محدود است و باید به حرمت عشق و مروت پایبند باشد. در ادامه، جریان زندگی را به پیامی مقایسه میکند که از باد صبا میآید و او را به حرکت و عمل دعوت میکند، هرچند در نهایت میفهمد که آرامش واقعی را نمیتواند بیابد.
هوش مصنوعی: آنقدر در ادعا و آرزوهایم به نتیجه نرسیدم که دیگر کام من شیرین نمیشود و آیا از سنگ ناامیدی، میتوانم جامی پر از شادی پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال نام و یاد من باشد، همچون جواهری گرانبها در دنیا، صورتش از شرم و خجالت به خاطر قطرات شبنم پر از غم و اندوه خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل من آنقدر از فکر و برنامهریزی برای دیوانگی خسته و ناامید شده که جز حس بیاحساسی و سردی چیزی در آن وجود ندارد. طبع من مانند بادام، خشک و بیروح شده است!
هوش مصنوعی: در دل عاشق، جایگاه و مقام اهمیت ندارد و هیچ تفاوتی میان بالا و پایین نیست. مانند اینکه اگر آیینهای وجود داشته باشد، نمیتواند بام من را از در نشان دهد.
هوش مصنوعی: من بارها اشک ریختم و از جانم مایه گذاشتم، کاش نتیجهاش چیزی باشد که به آن دست یابم و موفق شوم در اهدافی که دارم.
هوش مصنوعی: با نواختن ساز لطف و مهربانی، پیام من را مانند نغمهای از نسیم بشنو.
هوش مصنوعی: در این دنیا، فرصتی برای آمادهسازی وجود ندارد و زندگی همانند شعلهای زودگذر است. پس، باید هم آغاز و هم پایان زندگیام را با یکدیگر در نظر بگیرم.
هوش مصنوعی: دیگر نیازی به درس و یادگیری ندارم، زیرا در مسیر عشق باید با هر قدمی که برمیدارم، ذکر بگویم و به یاد تو باشم.
هوش مصنوعی: من از اینکه دل را به آرامش واگذار کردم، آرامش داشتم، اما در نهایت، بیقراریای که داشتم، لذت آرامش را از من گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
رنگ از رخ رفتهٔ من برد پیغام مرا
ترسم از جوش نزاکت چون رگ گل جا کند
تار پیراهن به تن شوخ گل اندام مرا
دام در خاکی بود هر جلوه موج مرا
[...]
بیسخن باید شنیدن چون نگین نام مرا
زخم دل چندین زبان دادهست پیغام مرا
بینشانی مقصدم اما سراغ ما و من
جامهای دارد که پوشیدهست احرام مرا
عمرها شد در فضای بینشان پر میزنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.