|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات تلخ و ناکامیهای عاطفی خود اشاره میکند. او از عدم توانایی تبسم و شادی در چهره کسی که دوستش دارد صحبت میکند و میگوید که مانند آب لعل، زیباییها و شادیها در دسترس نیستند. همچنین، او به اشکهای خود و دردهایی که از عشق میکشد میپردازد و نشان میدهد که حتی در برابر لشکر غم و اندوه، نمیتواند اشک بریزد. در نهایت، شاعر به عریانی و vulnerability عشق اشاره میکند و خود را در مقایسه با کودکی میبیند که از امنیت دایه خود دور شده و نگران است. در مجموع، این شعر تصویری از درد و جدایی در عشق را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: لبخند از فردی با طبع تند و خشمگین نمیتراود، مانند این که آب لالی که در دریا به خروش آمده، نمیتواند به سطح بیاید.
هوش مصنوعی: مژههای من چگونه میتواند مانع اشک ریختن شود؟ چشم من نمیتواند مانند چشمهای که از جوی آب سرچشمه میگیرد، اشک بریزد.
هوش مصنوعی: کسی که مانند خورشید بخشنده و سخی است، هرگز به ننگ و عیبی تن نخواهد داد و خود را در پایینترین جایگاهها نمیبیند.
هوش مصنوعی: مثل کودکی که از ترس، وقتی از شانهی دایهاش میافتد، دیگر نمیتواند بر دوش من آید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو را سریست که با ما فرو نمیآید
مرا دلی که صبوری از او نمیآید
کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمیآید
جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
[...]
ترا به صحبت ما سر فرو نمیآید
ز بنده شرم چه داری بگو نمیآید
به دور حسن تو بیرون عاشقی کاری
بیازمودهام از من نکو نمیآید
دلم به روی تو هرگز نمیکند نظری
[...]
تو را به کون و مکان سر فرو نمی آید
مرا دلی که صبوری از او نمی آید
اگر جهان همه حور بهشت خواهد بود
چه چاره چون به خیالم جز او نمی آید
وگر به روضه خلدم قصور عرضه کنند
[...]
ز گل محافظت رنگ و بو نمیآید
به غیر لطف ز روی نکو نمیآید
صفای حسن بتان از دل گداخته است
ز آب آینه این شستشو نمیآید
ز جنبش مژه آسوده است قربانی
[...]
چه رنجش است کزان تندخو نمیآید؟
کدام فتنه که از دست او نمیآید؟
به کینه جوی من ای آنکه محرم رازی
بگو بدی ز نکویان نکو نمیآید
ره نشاط من از شش جهت چنان بستند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.