|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی فرصتهای از دست رفته و احساساتی عمیق است. گوینده به این میاندیشد که چقدر میتوانست در عشق و وصال با معشوقش بوسههای فراوانی را تجربه کند، اما به خاطر غفلت یا شرایط، این فرصتها از دست رفتهاند. همچنین، او از درد دلش و تنهاییاش میگوید که هیچ چیز نمیتواند آن را کاسته یا جبران کند. در نهایت، او به تصویر معشوقش و اشکهایش اشاره میکند که مثل جویباری از چشمانش میگذرد و نشانهای از آرزو و اندوه اوست.
هوش مصنوعی: او فرصتی برای صد بوسه داشت و از روی شانهای که با اقبال ما در شب زلف آن غافل بود، عبور کرد.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق درد و غم اشاره دارد. با وجود اشکهای فراوانی که بر دل سوزان شاعر جاری است، هیچگاه مانع و obstacleی برای او وجود ندارد. در واقع، در اینجا اشاره به این است که هنگامی که آتش غم و غصه از یک طرف به او نزدیک میشود، آب احساسات و رنجهایش از طرف دیگر عبور میکند و این نشاندهنده چالشهای متعدد احساسی است که شاعر با آنها مواجه است.
هوش مصنوعی: مانند سیلابی که از پل عبور میکند، در بهار، اشک چشمانم در خیال تصویر او از مقابل ابرویش عبور میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
از چنان حیرت فرا سروی چسان این جو گذشت؟
محمل لیلی سبکسیرست، ورنه بارها
چشم مجنون در دویدن از رم آهو گذشت
همچنان بیگانه از دین است چشم کافرش
[...]
از سر کوی که آن مه با قد دلجو گذشت
از لب بام فلک غوغای های و هو گذشت
شور و محشر شد عیان هر جانب آن بدخو گذشت
رسته خیز انگیخت از چین جبین هر سو گذشت
یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت
عمر در آشفتگی چون سر به زیر مو گذشت
شوخی اندیشهٔ لیلی درین وادی بلاست
بر سر مجنون قیامت از رم آهوگذشت
هیچ کافَر را عذاب مرگ مشتاقان مباد
[...]
سرو نازش هر طرف با قامت دلجو گذشت
شور و غوغای جهان از گنبد مینو گذشت
در چمن سنبل ز خجلت سر به پیش افکنده بود
جانب گلشن مگر بویی ازآن گیسو گذشت؟!
در کمینگاه تغافل چشم او ره میزند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.