هر گل این بوستان، روی نگاری بوده است
هر پریشان سنبل او، زلف یاری بوده است
لاله کز بویش دل زاهد به مستی می کشد
زان بود میگون،که چشم پرخماری بوده است
جوی آبی را که می بینی به پیش سرو و گل
مهوشان بزم را آیینه داری بوده است
مرغ حقگو چون نبیند خون خود را ریخته؟
هر درختی، عارفان را چوب داری بوده است
این زمان گر همچو طغرا نیست یک بلبل، چه شد
پیش ازین، صد همچو او در هر بهاری بوده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییها و خوشیهای دنیا و تاثیر آنها بر روح و جان انسان اشاره میکند. هر گل و پری در این بوستان نماد عشق و زیبایی است و رایحه گلها دل زاهدان را به مستی میکشاند. وجود آب و درختان هم در طبیعت نشانههایی از معرفت و حقیقتاند. شاعر با یادآوری بلبلها، که زمانی خوانندهٔ زیبا بودند، از تغییرات و کمبودها در اوضاع کنونی سخن میگوید و از فقدان زیباییهای پیشین lament میکند.
هوش مصنوعی: در این بوستان، هر گل نشانی از زیبایی خاصی دارد و هر سنبل پریشان، یادآور زلف یک یار است.
هوش مصنوعی: لالهای که عطرش دل عابد را به سوی مستی میکشاند، از همین روست که رنگش شبیه شراب است و به چشم خماران جلوه میکند.
هوش مصنوعی: آبی که در حال حاضر میبینی، در واقع منعکسکننده زیبایی و شکوه سرو و گلهای دلرباست که در این مهمانی قرار دارند.
هوش مصنوعی: دموکراسی و حقگویی به مانند پرندهای است که وقتی خون خود را میبیند، احساس درد و اندوه میکند. هر درختی، برای عارفان و دانایان، میتواند منبعی از علم و عرفان باشد.
هوش مصنوعی: این روزها اگرچه دیگر بلبلانی مانند گذشته دیده نمیشوند، اما چرا در بهارهای پیشین، صدها بلبل مانند او در باغها آواز میخواندند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.