من شکسته گشایم به صد هزار زبان
ثنای حضرت ذات خدای کون و مکان
مقسمی که فکندست سفره روزی
زلطف عام خود از قاف تا به قاف عیان
زسنگ کرده پدیدار آب بی کیفی
زخاک تیره هزاران هزار گرده نان
ز چوب خشک که آتش بود برو اولی
ببین که میوه پدیدار کرد چند الوان
فسرده کرد جهان را و یخ پدید آورد
برای شربت و آب خنک به تابستان
عسل پدید کند او ز نیش زنبوری
ز شاخ نیشکر و قند کرده است عیان
من فقیر چگویم به این زبان که مراست
کدام نعمت او را در آورم به بیان
چو درد جوع نهان است روز و شب به دلم
به ذکر اطعمه امروز می کنم درمان
همه بیان نعمهای او کند صوفی
که ذکر عیش بود نصف عیش در دوران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش خداوند و نعمتهای او میپردازد. او بیان میکند که خداوند نعمتهای فراوانی از جمله آب، نان، میوهها و عسل را از چیزهای بیکیفیت و بیارزش خلق کرده است. شاعر از فقر خود و درد گرسنگی صحبت میکند و به ذکر نعمتها برای درمان دردش اشاره میکند. او همچنین به این نکته میرسد که شناخت و ذکر نعمتهای خداوند، خود نوعی لذت و عیش است.
هوش مصنوعی: من با هزار زبان مختلف، به ستایش و تجلیل از خدای بزرگ و آفریننده جهان میپردازم، حتی اگر در درون خود احساس شکست و ضعف کنم.
هوش مصنوعی: میزانی که تو برای روزیات تعیین کردهای، از روی لطف و مهربانیات به وضوح در تمام جهان، از این سو تا آن سو، مشخص است.
هوش مصنوعی: آب از سنگ بیرون میآید و کیفیت آن بهخاطر خاک تیره پایین است، و این سبب تولید هزاران هزار قرص نان میشود.
هوش مصنوعی: از چوب خشک که تبدیل به آتش شده، نخستین میوهای را ببین که انواع مختلفی پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: جهان را سرد کرد و برای نوشیدن آب خنک در تابستان، یخ درست کرد.
هوش مصنوعی: او از نیش زنبور عسل تولید میکند و شیرینی را از ساقه نیشکر و قند به روشنی میسازد.
هوش مصنوعی: من به عنوان یک فرد فقیر نمیتوانم با زبان خود بیان کنم که کدام نعمت خداوند را توصیف کنم.
هوش مصنوعی: زمانی که احساس گرسنگی در دل پنهان است، روز و شب به یاد غذاهایی که امروز میتوانم بخورم، به فکر درمان آن هستم.
هوش مصنوعی: صوفی میگوید که همهی کسانی که نعمتهای خداوند را توصیف میکنند، تنها نیمهای از لذت زندگی را در دوران زندگی خود تجربه کردهاند، زیرا ذکر و یادآوری نعمتها آنقدر شیرین است که خود بخشی از لذت را به همراه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
توانگری و بزرگی و کام دل بجهان
نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان
یمین دولت کایام ازو شود میمون
امین ملت کایمان ازو شود تابان
همه عنایت یزدان بجمله بهرۀ اوست
[...]
بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان
نیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان
یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوک
امین ملت محمود پادشاه جهان
خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد
[...]
بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
برنگ لاله می از یار لاله روی ستان
جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم
می جوان بجوان ده درین بهار جوان
بشادکامی امروز داد خویش بده
[...]
اگر نجست زمانه بلای خلق جهان
چرا ز خلق جهان روی او بکرد نهان
اگر نخواست دلم زار و مستمند چنین
چرا نگاشت رخش خوب و دلفریب چنان
اگر نگشت دل من تنور آتش عشق
[...]
شب دراز و ره دور و غربت و احزان
چگونه ماند تن یا چگونه ماند جان
بسان مردم بی هوش گشته زار و نزار
دلم ز درد غریبی تن از غم بهتان
مرا دو دیده به سیر ستارگان مانده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.