گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۱۵ - وله ایضا

 

ای سروری که مخزن اسرارغیب رابهتر

بهتر کلیدخاطر مشکل گشای تست

آنجاست نزهت دل و دانش که روی تست

وانجاست قبلة مه واختر که رای تست

عزم تو جز منازل اقبال نسپرد

[...]

کمال‌الدین اسماعیل
 

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶

 

ای یار ناگزیر که دل در هوای توست

جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست

غوغای عارفان و تمنای عاشقان

حرص بهشت نیست که شوق لقای توست

گر تاج می‌دهی غرض ما قبول تو

[...]

سعدی
 

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷

 

مقصود عاشقان دو عالم لقای توست

مطلوب طالبان به حقیقت رضای توست

هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست

محکوم حکم و حلقه به گوش گدای توست

بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک

[...]

سعدی
 

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۳

 

ای دل بدان که درد دل تو دوای تست

بی درد دل مباش هم او مقتدای تست

دنیا نه جای تست مکان تو دیگر است

گرچه ز ابتدای مراتب سرای تست

مقصود ز آفرینش کونین و عالمین

[...]

حکیم نزاری
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۳

 

گر حرص زیر دست و طمع زیر پای تست

سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست

ای صاحب اجل که روی در قفای دل

رخش امل مران که اجل در قفای تست

گر نفس راه می زندت کاین طریق نیست

[...]

خواجوی کرمانی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۴

 

مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست

دل بر امید وعده و جان در قفای تست

سهلست اگر رضای تو ترک رضای ماست

مقصود ما ز دنیی و عقبی رضای تست

زین پس چو سر فداری قفای تو کرده ایم

[...]

خواجوی کرمانی
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۴

 

ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست

زین ره تو درگذر که چنین جا نه جای تست

دل گفت من کیم قدری خون سوخته

هر درد دل که هست مرا از بلای تست

گفتم مرو دل از پی دلبر که بی وفاست

[...]

جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲

 

فریاد و درد ما ز غمت بی نهایتست

جور و جفات بر دل تنگم به غایتست

چشمت بریخت خون دلم را به تیغ هجر

دادم ز وصل ده که نه وقت حمایتست

مشتاق وصل تو من و از من تویی ملول

[...]

جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۳

 

شوقم به روی دلبر خود بی نهایتست

زان رو که حسن روی بت من به غایتست

با من خطاب کرد که عاشق ترا که گفت

دانم خطاب وی که ز روی عنایتست

گویند شمع نیست به مجلس چه می کنی

[...]

جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۴

 

ای نور هر دو دیده جفا را نهایتست

ما را فراق روی تو دانی کفایتست

خسرو تویی حقیقت و شیرین منم یقین

ورنه ز گفت و گوی نظامی حکایتست

زین بیشتر عنان محبّت ز ما متاب

[...]

جهان ملک خاتون
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹ - در مدح شاه نجف علی مرتضی (ع) گوید

 

شاه نجف که گوهر بحر عنایتست

چون بحر بیکران کرمش بی نهایتست

با هر نبی که بود بمعنی رفیق بود

سر نهان که میشنوی این حکایتست

بر دوش آفتاب رسالت نهاده پای

[...]

اهلی شیرازی
 

نشاط اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷

 

فرخنده پیکریست که سر در هوای تست

فرخنده تر سریست که بر خاکپای تست

سودای زاهدان همه شوق بهشت و حور

غوغای عارفان همه ذوق لقای تست

امروز اگر بباد رود در رهت چه باک

[...]

نشاط اصفهانی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۲ - آگه شیرازی

 

اندر پی طبیب چه می‌گردی ای مریض

دردِ تو هم طبیب تو و هم دوایِ تست

آگه ز خویش بگذر و سرگشته می‌گریز

در بی خودی که راهنمای خدای تست

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۵۵ - مجمر اصفهانی رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیه

 

عالم ترا و ما همه بی خانمان و نیست

غیر از دل خرابی و آن نیز جای تست

گر با درون شاه و اگر با دل گدا

در هرچه باز جستم و جویم هوای تست

جز جان نداده‌ایم که گویم برای کیست

[...]

رضاقلی خان هدایت
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۵۹ - نشاط اصفهانی

 

سودای زاهدان همه شوق بهشت و حور

غوغای عارفان همه ذوق لقای تست

تن خسته، دل شکسته، نظربسته، لب خموش

ای عشق کار ما همه بر مدعای تست

رضاقلی خان هدایت