گنجور

 
۱
۲
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۷

 

اگر با من آیی توانگر شوی

همان بر سر کشور افسر شوی

۱ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۳

 

چو بستم کنون سوی لشکر شوی

وزین خستگی زود بهتر شوی

۱ بیت
فردوسی
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسب

 

توانگر تو از زخم خنجر شوی

بدین خنجر من تو بی سر شوی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۹۳ - رزم فرامرز با تجانوی هندی

 

دهم راه تا سوی کشور شوی

مبادا که در خون لشکر شوی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۸۵ - آمدن بهمن با لشکر به کابل از پی فرامرز به جنگ

 

چو با اژدهایی تو هم سر شوی

ازآن به که با او برابر شوی

۱ بیت
سرایندهٔ فرامرزنامه
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۱۶۰ - دانش پرسیدن کامداد، برماین را و پاسخ او

 

به هر هفت کشور تو مهتر شوی

اگر دایه ی شاه کشور شوی

۱ بیت
ایرانشان
 

ایرانشان » کوش‌نامه » بخش ۳۵۶ - پیر فرزانه از خاندان جمشید است

 

که باز آن به آباد کشور شوی

چو بودی تو با تخت و افسر شوی

۱ بیت
ایرانشان
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۵ - اشاره به کتاب‌های منظوم شیخ

 

گر تو از قرآن حق منکر شوی

بیشکی میدان که تو کافر شوی

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۱۶ - ***

 

عمر و عبدالله مکّی گر شوی

بر همه مردان عالم سرشوی

۱ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۵۰ - تنبیه ارباب غفلت، و بیان احوال و دریافت خود، و نصیحت نمودن غافلان

 

اندر این دنیا چو تن پرور شوی

از چنین تن عاقبت بیسر شوی

۱ بیت
عطار
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی

 

گر تو سنگ صخره و مرمر شوی

چون به صاحب دل رسی گوهر شوی

۱ بیت
مولانا
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷

 

ای بی‌خبر بکوش که صاحب‌خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مسِ وجود چو مردان ره بشوی

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۳

 

دل به دلبر گر دهی دلبر شوی

سر به پایش گر نهی سرور شوی

گر درین دریا درآئی سوی ما

گرچه خوش باشی ولی خوشتر شوی

رو فنا شو تا بقا یابی تمام

[...]

۷ بیت
شاه نعمت‌الله ولی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۳۰

 

صبر کن بر آب تلخ و شور تا گوهر شوی

سرمپیچ از ترک سر تا صاحب افسر شوی

هستی هر کس درین دیوان به قدر نیستی است

فرد باطل شو اگر خواهی که سردفتر شوی

سهل باشد قلب دشمن را پریشان ساختن

[...]

۹ بیت
صائب تبریزی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۹
لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود