عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۲
چون قبله بجز جمال محبوب نبود
عشق آمد و محو کرد هر قبله که بود
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۳
ظاهر شده است اینجا معدن جود و کرم
قبلۀ ما روی دوست قبلۀ هر کس حرم
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۴
کعبه و بتخانه حجابند و بس
روی دلم سوی رخ یار کو
قبله بدل گشت درین ره مرا
خیز بگو قبلۀ کفار کو
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۸
کار عشق ای پسر به بازی نیست
عشق وصف نهاد سلطانست
بوالعجب مذهبیست مذهب عشق
اندرو شاه و بنده یکسانست
شاه محمود بود و بنده ایاز
[...]
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۹
گه نعره زند عقلم از بیم فراق او
گه رقص کند جانم از وعدهی دیدارش
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۱۰
در عالم عشق اگر بکار آئی تو
در دفتر عشق در شمار آئی تو
جبریل امین رکاب دار تو بود
بر مرکب عشق اگر سوار آئی تو
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۳۰
یک ذرۀ تو سایه و خواهی که آفتاب
در برکشی رواست ببر درکشش بلا
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۳۲
چون دید عیان جمال محبوب
از حد مکان به لامکان شد
قصه چه کنم وجود پاکش
زین مرتبه برگذشت و آن شد
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۳۴
فرقست میان آنکه درّ را
از بحر ز بهر خود برآرد
با آنکه وجود خویشتن را
اندر صدف ای پسر درآرد
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۳۷
گفتی که برو حدیث ما کن کوتاه
ای دوست کجا روم کجا دانم راه ؟
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۴۰
راهی که فرشتگان در آن پا ننهند
آن راه به پای خود بریدن نتوان
عینالقضات همدانی » لوایح » فصل ۴۱
در عالم خود اگر مکانی سازی
بیخود شوی و ببوی خود درسازی
بهتر باشد از آنکه از طنازی
با هستی خود تو عشق کمتر بازی