گنجور

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۸

 

آخر گهر وفا ببارید

آخر سر عاشقان بخارید

ما خاک شما شدیم در خاک

تخم ستم و جفا مکارید

بر مظلومان راه هجران

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را

 

چونک شیر اندر بر خویشش کشید

در پناه شیر تا چه می‌دوید

چونک در چه بنگریدند اندر آب

اندر آب از شیر و او در تافت تاب

شیر عکس خویش دید از آب تفت

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان

 

این همه گفتیم لیک اندر بسیچ

بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ

بی عنایات حق و خاصان حق

گر ملک باشد سیاهستش ورق

ای خدا ای فضل تو حاجت روا

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان

 

آمد از آفاق یار مهربان

یوسف صدیق را شد میهمان

کاشنا بودند وقت کودکی

بر وسادهٔ آشنایی متکی

یاد دادش جور اخوان و حسد

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب

 

بر لب جو بوده دیواری بلند

بر سر دیوار تشنهٔ دردمند

مانعش از آب آن دیوار بود

از پی آب او چو ماهی زار بود

ناگهان انداخت او خشتی در آب

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را

 

گفت ما اول فرشته بوده‌ایم

راه طاعت را بجان پیموده‌ایم

سالکان راه را محرم بدیم

ساکنان عرش را همدم بدیم

پیشهٔ اول کجا از دل رود

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده

 

خواجه در کار آمد و تجهیز ساخت

مرغ عزمش سوی ده اشتاب تاخت

اهل و فرزندان سفر را ساختند

رخت را بر گاوِ عزم انداختند

شادمانان و شتابان سوی ده

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده

 

خواجه و بچگان جهازی ساختند

بر ستوران جانب ده تاختند

شادمانه سوی صحرا راندند

سافروا کی تغنموا بر خواندند

کز سفرها ماه کیخسرو شود

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج

 

آن یکی در عهد داوود نبی

نزد هر دانا و پیش هر غبی

این دعا می‌کرد دایم کای خدا

ثروتی بی رنج روزی کن مرا

چون مرا تو آفریدی کاهلی

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

 

سر آن خرگوش دان دیو فضول

که به پیش نفس تو آمد رسول

تا که نفس گول را محروم کرد

ز آب حیوانی که از وی خضر خورد

بازگونه کرده‌ای معنیش را

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را

 

مرتضی را گفت روزی یک عنود

کو ز تعظیم خدا آگه نبود

بر سر بامی و قصری بس بلند

حفظ حق را واقفی ای هوشمند

گفت آری او حفیظست و غنی

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیه‌السلام

 

هدیهٔ بلقیس چل استر بدست

بار آنها جمله خشت زر بدست

چون به صحرای سلیمانی رسید

فرش آن را جمله زر پخته دید

بر سر زر تا چهل منزل براند

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله

 

صوفیی از فقر چون در غم شود

عین فقرش دایه و مطعم شود

زانک جنت از مکاره رسته است

رحم قسم عاجزی اشکسته است

آنک سرها بشکند او از علو

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل

 

آن ایاز از زیرکی انگیخته

پوستین و چارقش آویخته

می‌رود هر روز در حجرهٔ خلا

چارقت اینست منگر درعلا

شاه را گفتند او را حجره‌ایست

[...]

۳۵ بیت
مولانا
 

مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست می‌گویی تا ایاز را در سخن آورد

 

ای ایاز این مهرها بر چارقی

چیست آخر هم‌چو بر بت عاشقی

هم‌چو مجنون از رخ لیلی خویش

کرده‌ای تو چارقی را دین و کیش

با دو کهنه مهر جان آمیخته

[...]

۳۵ بیت
مولانا