گنجور

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۳ - و له فی المدیحه

 

عقرب جراره دارد ماه من بر مشتری

یا ز سنبل بر شقایق حلقهٔ انگشتری

تو به عارن زهره و م مشتری از جان ترا

لیک ‌کو آن زهره‌ کایم‌ زهره‌ات را مشتری

عقرب اندر زهره داری سنبله بر آفتاب

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴

 

اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست

بی‌سبب چیست که می تلخ و لبت شیرینست

حور در سایهٔ طوبی اگرش جاست چرا

طوبی قد تو در سایهٔ حورالعینست

چهرهٔ من نه سپهرست چرا همچو سپهر

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰

 

هرکس به هوای جان گرفتار

ما بی تو ز جان خویش بیزار

جا بی‌ تو کنم به خلد هیهات

دل بی‌تو نهم به عیش زنهار

جان بی‌تو به پیکرم بود تنگ

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳

 

واجب نبود دل به بتی بیهده بستن

کاو را نبود شیوه به جز عهد شکستن

هر دوست که با دوست ندارد سر پیمان

میباید از او رشتهٔ پیوند گسستن

چون یار ندارد خبر از یار چه حاصل

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰

 

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری

کار من از تو درهم روز من از تو تاری

گر نیستی تن من تا چند گوژپشتی

ور نیستی دل من تا چند بیقراری

کردی سیاهکارم تا کی سفیدچشمی

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲

 

مگر دریچهٔ نوری تو یا نتیجهٔ حوری

که فرق تا به قدم غرق در لطافت و نوری

مرا تو مردم چشمی چه غم که غایبی از من

حضور عین چه‌ حاجت بود که عین حضوری

گمان برند خلایق که حور بچه نزاید

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰

 

دلبران اخترند و تو ماهی

نیکوان لشکرند و تو شاهی

چندگویی دلت چگونه بود

تو درون دلی خود آگاهی

بس درازستی ای شب یلدا

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵

 

این چه حالست که از سرکله انداخته‌ای

مست و بیخود شده از خانه برون تاخته‌ای

تبغ‌ صیقل زده در مشت و سپر از پس پشت

نرد کین باخته و ساز جدل ساخته‌ای

ساق بالا زده و ساعد کین برچیده

[...]

۱۱ بیت
قاآنی
 

قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۵۳

 

خسروا ای ‌آنکه قهرت روز رزم و گاه کین

چرخ را با تیره خاک ره برابر می‌کند

گر نبود آنکه بینی روز رزم اندر هوا

روزگار از بیم تیغت خاک بر سر می‌کند

حاجتت نبود به خنجر روز کین کز روی کین

[...]

۱۱ بیت
قاآنی