گنجور

 
۱
۲
۳
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶

 

نوری که همی جمع نیابی در مشت

ناری که به تو در نتوان زد انگشت

دهری که شوی بر من بیچاره درشت

بختی که چو بینمت بگردانی پشت

۲ بیت
سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۸

 

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت

بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت

بس کس که به زردشت نگروید و کنون باز

ناکام کند روی سوی قبلهٔ زردشت

بس سرد نپایم که مرا آتش هجران

[...]

۶ بیت
سنایی
 

سنایی » طریق التحقیق » بخش ۴۱ - **‌*

 

دو رفیقند هر دو ناخوش و زشت

باز دارندت این و آن ز بهشت

۱ بیت
سنایی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۲۳ - اندر تضرّع و عجز

 

بی تو گِل مسجدست و با تو کنشت

با تو دل دوزخ است و بی تو بهشت

۱ بیت
سنایی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳۴ - تمثیل

 

علت رزق تو به خوب و به زشت

گریهٔ ابر نی و خندهٔ کِشت

۱ بیت
سنایی
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۵۶