گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه

 
شهریار
شهریار » گزیدهٔ غزلیات
 

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای

مگر ای شاهد گمراه به راه آمده ای

باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه

گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده ای

کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز

حذر ای آینه در معرض آه آمده ای

از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا

خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده ای

چه کنی با من و با کلبه درویشی من

تو که مهمان سراپرده شاه آمده ای

می تپد دل به برم با همه شیر دلی

که چو آهوی حرم شیرنگاه آمده ای

آسمان را ز سر افتاد کلاه خورشید

به سلام تو که خورشید کلاه آمده ای

شهریارا حرم عشق مبارک بادت

که در این سایه دولت به پناه آمده ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمدجواد نوشته:

فکر کنم مصرع اول بیت اول به جای “رویی” باید “روی” باشد.

NAZANIN نوشته:

سلام. بله بنده هم با نظر آقا مهمد جواد موافقم. در مصراع اول (روی) به جای ( رویی) درسته. چون به خاطر وزن شعر باید از این کلمه استفاده بشه. ممنون از سایت خوبتون

NAZANIN نوشته:

عذر میخوام با کیبورد گوشی اشتباه شد. (ح) نه (ه)

کانال رسمی گنجور در تلگرام