ای عمر فتنه شوخی مژگان کیستی
ای جان جلوه سرو گلستان کیستی
نامم مبر بسوز و غبارم به باد ده
دیگر زمن مپرس پریشان کیستی
چشم من و نظاره گستاخ دور باد
ای شرم خانه سوز نگهبان کیستی
ای نور دیده گرمتر آیی به چشم من
ای گل به باد رفته جولان کیستی
هر گوشه حیرتی ز تو در خون نشسته است
جان و دل که دین که ایمان کیستی
ما نغمه سنج آن گل رخساره ایم اسیر
بلبل تو هم بگو که غزلخوان کیستی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ، به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. شاعر به معشوق (که نماد زیبایی و جذابیت است) اشاره میکند و از او میپرسد که کیستی و چه نقشی در زندگی او دارد. همچنین به خسارات و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند و از سرکشی و بیدادگری عشق سخن به میان میآورد. با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، حافظ حس حیرت و شگفتی خود را نسبت به عشق و زیبایی ابراز میکند و در نهایت، نقش خود و معشوق را در این دایره عاشقانه توصیف میکند.
هوش مصنوعی: ای عمر، تو کیستی که با نگاههای بازیگوش مژگان، فتنه به پا میکنی؟ ای جان، تو کیستی که همچون جلوهای از سرو و گل در گلستان درخشانی؟
هوش مصنوعی: اسم مرا فراموش کن، بسوزان و اجازه بده که خاکسترم در باد پراکنده شود. دیگر از من نپرس که در چه حال و وضعی هستم یا چه کسی هستم.
هوش مصنوعی: ای چشم من، دور شو از تماشای آن Ras رُخسار که دلم را میسوزاند. ای حافظ سعید، کیستی که اینقدر بیپروا وارد دل من شدهای؟
هوش مصنوعی: ای روشنی چشم من، بیشتر به سراغم بیا. ای گلی که در باد گم شدهای، تو چه کسی هستی که اینگونه در حال پرسه زنی هستی؟
هوش مصنوعی: هر گوشهای پر از شگفتی از توست، جان و دل شیفتهی تو هستند. تو کیستی که اینچنین ایمان و دین را تحت تأثیر قرار دادهای؟
هوش مصنوعی: ما آهنگسازان زیبایی چهرهات هستیم و به خاطر تو مانند بلبل اسیر شدهایم. حالا تو هم بگو که شاعر و غزلخوان کیستی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
وی ماه روز وش ز شبستان کیستی
با لعل نیم ذرهٔ خندان چو آفتاب
سایه نشین دیدهٔ گریان کیستی
ای آیتی که سجده کنم چون رسم به تو
[...]
ای میوه رسیده ز بستان کیستی
وی آیت نو آمده در شان کیستی؟
جانها گرفتهاند تو را در میان چو شمع
جانت فدا تو شمع شبستان کیستی؟
هر کس به بوی وصل تو دارد دلی کباب
[...]
گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟
جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف
آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟
ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟
[...]
ای خوش نگاه رخنه گر جان کیستی
ای شعله در سراغ گریبان کیستی
آغوش دیده ها ز تماشاست لاله زار
ای نو به بر رسیده گلستان کیستی
چندین هزار دام نگه پاره کرده یی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.